دعواها، يارگيريها و عدهكشيهاي گروههاي موسوم به دومخردادي، كمي پيش از انتخابات مجلس هشتم شروع شده و با نزديكي به انتخابات رياست جمهوري، سرعت و شتاب چند برابر يافته است. خيليها معتقدند عامل اصلي انشقاق در اين گروه، شيخ اصلاحات، مهدي كروبي بوده است و عدهاي هم آن را محصول تكامل عقلي و رشد سياسي و اجتماعي جبههي اصلاحات دانسته و الباقي هم به نيات ناخالص قائلان اصلاحات در دستيابي به قدرت سياسي و اقتصادي اشاره كرده و شقهشقه شدن اين جبهه را نتيجهي بر ملا شدن اين نيتها و پديدار شدن آب براي اين شناگران ماهر ميدانند!
در هر صورت و به هر شكل، اين دعواها و بگو مگوها، همچنان و تا به امروز ادامه داشته و هر روز هم شكل جديدي به خود ميگيرد كه همين هم تيتر و سوتيتر و متني است براي رسانههاي ديداري، شنيداري و نوشتاري اينوري و آنوري. نگاهي گذرا به سرتيترهاي روزنامهها و ديگر نشريات روي پيشخوان دكههاي مطبوعاتي و سرمقالههاي صاحبنظران جناحهاي سياسي، خود، گوياترين مثال اين رويه است. صبح موضوع ائتلاف گروههاي دوم خردادي مطرح ميشود. غروب همان روز و پيش از آنكه موضع صبح، فرصت درج در جرايد را بيابد، مسألهي اختلاف ديدگاه در انتخاب اصلح اصلاحات پيش كشيده ميشود. همان شب قضيهي رايزني ريش سفيدان اصلاحات در پايگاههاي اينترنتي پيشنهاد ميگردد و باز صبح روز بعد هر كدام از طيفهاي چندگانهي دوم خردادي، از تصميم خود براي معرفي كانديداي مورد نظر خود و وجوب اين تصميم سخن ميرانند.
اينكه سيد محمد خاتمي پرچمدار اصلاحات است و يا مهدي كروبي شيخ آن و اينكه عبدااله نوري از شانس بيشتري براي جذب اقبال عمومي برخوردار است و يا حسن روحاني مرضيالطرفين جناحين اصلي نظام، بيشتر در حد شوت كردن توپ خبرسازي و جوآفريني دوم خرداديها به زمين اصولگرايان است تا هم قدرت تحليل آنها از شرايط سنجيده شود و هم اينكه نگاهها به جاي معطوف شدن روي اصل موضوع، درگير تعبيرها و تفسيرهاي كوتهنظرانهي اين جنگ زرگري باشد. اينكه جماعت به اصطلاح اصولگرا از اين دعواها خوشخوشانشان شود جاي نگراني ندارد، ولي سرسري پرداختن به اين مقوله و دست كم گرفتن شگردهاي رقيب در بازي كسب قدرت سياسي آن هم با حيله و نيرنگ و بازي دادن افكار عمومي و بازي خوردن آناني كه به مناصب سياسي تنها به عنوان وسيلهاي براي رسيدن به آرمانهاي انقلاب نگاه ميكنند، كمي بچهگانه به نظر ميرسد.
هنوز يادمان نرفته در ايام منتهي به انتخابات مجلس جاري، بحثي در محافل خصوصي درگرفته بود از غائلهي هجو سيد حسن خميني. يكي فيلتر شد، بعدي دستگير شد، آن ديگري سكته كرد و … و چيزي كه در اين بين از پرداختن بيشتر مغفول ماند، اصل موضوع جنجالي شدن آن غائله بود كه همان بر ملا شدن جلسهي بعضيها! براي تست زدن موضوع شورايي شدن سمت رهبري نظام و سپردن رياست اين شورا به شخصيت موجهي چون حسن خميني بود. موضوعي كه شايد خود سيد حسن خميني هم چيز زيادي از آن نميدانست. و آن روز چون آن تست زدن بر ملا شد، آنگونه با بازتاب احتماليش برخورد كردند و امروز كه بحث رياست جمهوري در پيش است، بيشتر با سياست گول ماليدن سر رقيب و عموم مردم، كار را جلو ميبرند تا چنانچه مانند پاييز سال 1375 يكي مثل خاتمي را از چنتهي خود بيرون كشيدند و بر موج خوشتيپي و سيادت و خوشنام بودنش سوار شدند، حالا هم در محافل خبري بشنويم كه فيلم و زينگهاي پوسترها و تراكتهاي تبليغاتي كانديداتوري سيد حسن خميني براي انتخابات رياست جمهوري دهم در دفتر يكي از احزاب تندروي دوم خردادي ديده شده است…
تحليل اين خبر و چهگونهگي صحت و سقم آن هم بر عهدهي اهل نظر!
الهم عجل لولیک الفرج والعافیته و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و
المستشهدین بین یدیه
شكرت خداي سبحان ،كردي دعا اجـابت
چون شد رئيس جمهور، محمود با لياقت
گفته ست مي ستاند، حقي كه رفته غارت
باشد به حق نامـش، منصـور تا قيامـت
اينك دوباره بـايد، بنـوشت با صراحت
از درد و رنج اما، بي ترس و با شجاعت
او از نـژاد احمد، بـا هوش و با اصـالت
دارد براي ملت، اكـنون چنين بشـارت:
همـچون خليل داور، در مسند شـهامت
خواهم شكست درهم،از غاصبان امارت
زيباترين تعابير قرآني براي وصف حال منافقين و كساني كه با قلب هايي مريض و آشفته، خود را اصلاح طلب ، معرفي كرده و در واقع، بدنبال فساد در زمين هستند، در آيات 8 تا 20 سوره ي مباركه ي بقره، بيان شده است...
با تعمق در اين آيات، سابقه ي تاريخي ضلالت و گمراهي مدعيان اصلاحات، بخوبي روشن مي شود و وارونه نمايي و دروغگويي آنان، به روشني، بيان شده است...
در تاريخ انقلاب اسلامي ما نيز، تلخ ترين دوران ها، مربوط به حاكميت تفكر كساني است كه به دروغ، خود را اصلاحگر معرفي مي كردند و بدترين روزها را براي اين ملت، رقم زدند...
در دوران دهه ي 60 كه حاكميت اجرايي كشور و نخست وزيري از يكسو و اكثريت كرسي هاي مجلس، از سوي ديگر، در اختيار اين جريان بود، بدترين نمادهاي دعوا و درگيريهاي سياسي بر كشور حاكم گرديد...
با ادعاهاي افراطي مبارزه با ظلم در جهان، روابط بين المللي كشور را به بدترين وضع ممكن كشاندند، انحصارطلبي در نصب وزرا، پرونده سازي براي منتقدان، چاق كردن فرصت طلبان اقتصادي و...
پایگاه اطلاع رسانی عبرتهای عاشورا
ادامه مطلب
سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیه) را
بر تمامی شیعیان و ارادتمندان اهل البیت (ع) تسلیت عرض مینماییم
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
با دریغ و افسوس فراوان خبر یافتیم که عالم ربانی، فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر حضرت آیت الله آقای حاج شیخ محمدتقی بهجت «قدس الله نفسه الزکیه» دار فانی را وداع گفته و به جوار رحمت حق پیوسته است.
برای اینجانب و همه ی ارادتمندان آن مرد بزرگ، این مصیبتی سنگین و ضایعه ای جبران ناپذیر است: ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شیء. آن بزرگوار که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه ی روشن و صیقل یافته ی الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود.
اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه تقدیم می دارم و به حضرات علمای اعلام و مراجع عظام و شاگردان و ارادتمندان و مستفیضان از نَفَس گرم او و بویژه به خاندان مکرّم و آقازادگان ارجمند ایشان تسلیت عرض می کنم و برای خود و دیگر داغداران از خداوند متعال درخواست تسلا و برای روح مطهر آن بزرگوار طلب رحمت و مغفرت می کنم.
والسلام علیه و رحمه الله
سیدعلی خامنه ای
27/اردیبهشت/1388
22/جمادی الاول/1430
پایگاه اطلاع رسانی عبرتهای عاشورا
پایگاه اطلاع رسانی عبرتهای عاشورا
پایگاه اطلاع رسانی عبرتهای عاشورا
دشمن ز حضور گرم ما مردود است
از كشور صاحب الزمان(عج) مطرود است
چون عزت دين و خلق و ميهن خواهيم
در منطق و راي ما فقط محمود است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از لطف علي، جناح حق پيروز است
پيروزي اهل حق، بدان هر روز است
ما طالب احمدي نژاديم و يقين
اين راي و نظر به دشمنان جانسوز است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بين دغدغه ي دين خدا در دل كيست؟
دشمن به هراس و خسته از محفل كيست؟
گر دولت احمدي نژاد آيد باز
اين واقعه ي خجسته گو مشكل كيست؟
غده ي فتنه ي صهيون، لجن آلود شود
مي شود وعده ي حق، كاش فقط زود شود
در ژنو ضربه ي تيغ حملات دكتر
غده را باز برش داد كه نابود شود
افكار امام را منادي باشيم
در قافله ي نيكنهادي باشيم
گر عشق امام و رهبري در دل ماست
حق است كه احمدي نژادي باشيم
آنان كه به دولت نهم خنديدند
در عرصه ي بي كفايتي چرخيدند
با طعنه، به قطره قطره ي خون شهيد
با ساز و نواي دشمنان رقصيدند
پایگاه اطلاع رسانی عبرتهای عاشورا
شهادت کوثر کرامت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه را به عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم

سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!

اربعين در فرهنگ عاشورا
در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
نخستين اربعين
در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
اربعين و عرفان
اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست.
آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله »
پيامبر حکيم (ص) فرمود:
« من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.»
صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است:
ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک.
و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."

خرافه يا انحراف كداميك ممنوع؟
پالايش فاطمه رجبي - روي اين نگاشته با «مجريان» و «مروجاني» است كه در برابر همه «انحرافات اخلاقي»، «فساد و بيبندوباري»، «اعتياد و فحشا» و حتي وجود فرقههاي شيطانپرست و ...، تنها هم و غمشان «مبارزه با خرافه» در هيأتهاي مذهبي است؟!!
مذهب از خرافه، بديهيترين الزام است كه «روحانيت اصيل» و معتقد به اهلبيت عليهمالسلام وظيفه آن را بر عهده دارند. اما بلواسازي سياسي و سكولاري در جهت تضعيف، كاهش و به تدريج حذف سوگواري اباعبدالله الحسين عليهالسلام، حاصل توسعه و سازندگي و اصلاحات براندازانه است. دستور مقام معظم رهبري پيرامون ممنوعيت يكي از امور مربوط به عزاداريهاي عاشورا هرگز به معناي عملكرد و خواسته سكولاريزم ديني! نيست، و با آن نسبتي ندارد.
اين كه هر سال مسايلي از سنت عزاداري شيعيان را گروهي و يا فردي مطرح كند و پيرامون آن به قلع و قمع و يا ضرب و شتم و دستگيري و بازداشت عزاداران بپردازند، با مشي حسيني عليهالسلام و عقايد شيعي هيچ همخواني ندارد، بلكه در ستيز آشكار با آن است.
پيشتر گفتهام، در دوران هاشمي رفسنجاني، نيروي انتظامي با سلاح و كلاه و ... در مقابل يكي از هيأتهاي مذهبي تهران صفآرايي كرد. آن هم در ظهر عاشورا، در حالي كه صبح اين روزِ ماتم زمين و آسمان، گروهي از عزاداران را به منظور پيشگيري بازداشت كرده بودند. در سه سال اخير و با گفتههاي هاشمي رفسنجاني، ملاحظه شد كه اين تهاجم و يورش فرهنگي! و اين دغدغه و دلنگراني براي «وجود خرافه در هيأتهاي حسيني عليهالسلام» در قاموس او بر چه پايهاي استوار است.
27 خرداد و سپس سوم تيرماه 84، خيزش مردمي بود كه اراده الهي را در حاكميت مجدد گفتمان اسلام ناب، پس از 16 سال بيداد و تباهي ثمر داد. بر هاشمي رفسنجاني، محمد خاتمي، و ديگر چهرهها و تئوريپردازان توسعه و اصلاحات ثابت شد كه؛ «هياتهاي مذهبي عامل مهم پاسداري از شعائر و اصول عاشورايي در دوران 16 ساله بودهاند.» همچنين جوانان و نوجوانان اين مملكت در پناه همين هيأتها از تندباد و بيداد سكولاريزم 16 ساله جان سالم به در بردهاند. بنابراين:
اگر «مساجد» سنگر مهم در انقلاب اسلامي بودند – كه بودند – و اگر اين سنگرهاي عظيم عامل مهم و اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي گرديدند – كه گرديدند – «هياتهاي مذهبي» در اخراج اصلاحطلبي دينستيز و مافياي ثروت از عرصه قدرت، و نجات كشور امام زمان عجلالله تعالي فرجهالشريف از چنگال آنها نقش اساسي داشتند.
از اين روي به محض روي كار آمدن دولت نهم تا كنون، تكاپوي بسياري انجام ميگيرد تا مداحهاي مشهور و تأثيرگذار در ميان جوانان تخريب شوند. عَلَم و كُتَل، سينهزني و زنجيرزني و ... يك به يك به عنوان خرافهگرايي مورد هجوم قرار گيرد و اين جداي از يورش به باورهاي منجيگرايانه تحت عنوان «خرافه» است.
بديهي است كه فتاواي مراجع تقليد نيز براي همگان محترم و قابل اجرا است. روي اين نگاشته با «مجريان» و «مروجاني» است كه در برابر همه «انحرافات اخلاقي»، «فساد و بيبندوباري»، «اعتياد و فحشا» و حتي وجود فرقههاي شيطانپرست و ...، تنها هم و غمشان «مبارزه با خرافه» در هيأتهاي مذهبي است؟!!
توجه شود سخنگوي قوه قضائيه در حالي كه از دستگيري دهها نفر در عزاداري عاشوراي حسيني در يكي از شهرها خبر ميدهد، و آن را به عنوان «هنر»ي مطرح ميكند كه از خرافه در عزاداريها پيشگيري مينمايد، وجود چهارصد گروه شيطانپرست در كشور را تصريح كرده و از تدوين لايحهاي خبر ميدهد كه براي برخورد با اين تهديد انحرافي از ماهها قبل در حال انجام است!
شگفتا! چنين فساد و تباهي عقيده و عمل كه نابودي نسل سوم را ثمر ميدهد، نيازمند قانوني است كه از ماهها قبل در حال تدوين است و شايد سالهاي بعد هم تصويب شود و چه زماني اجرا...! اما برخورد با عزاداران حسيني عليهالسلام كه هر چند بنا به سنتهاي قديمي و حتي با احتمال تحريك، سوگواريهاي عاشقانه برپا ميكنند، بدون قانون، ضربالاجلي و با افتخار اعلام ميشود، انجام ميپذيرد.
اگر اين تب و تاب مذهبي از سوي نوگرايان اسلامي يا همان اصلاحطلبان سكولار به صورت «تئوري و عمل»، «قانون و اجرا» آن هم هر سال در ايام محرم و به ويژه دهه عاشورا با افزايش موارد و مصداق ادامه يابد، معلوم نيست در كشور امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف، بر حسين و عاشوراي آن چگونه بايد عزاداري شود؟! آيا به سبك «اختلاط زن و مرد و كف و سوت خاتمي»؟! يا مجالس سياسي و تفاسير مادي و جناحگرايانه هاشمي و خاتمي هر دو؟!
آيا نبايد انتظار داشت «مداحهاي آگاه و بيدار و متعهد، و عاشورائيان حقيقي و حماسهساز، در خفا و بيصدا و بدون تظاهر، به عزاي حسين عليهالسلام بنشينند، تا روشن گردد «مذهب بدون خرافه» در ايران رواج دارد؟
از آن سوي شيطانپرستهاي سياسي و اخلاقي و علمي و فرهنگي از 400 فرقه به 4000 فرقه و بيشتر گسترش يابد تا شايد راهكارهاي برخورد با آنها قانونمند بررسي شود.
اجر مجريان با حسين عليهالسلام و زينب سلام الله عليها انشاء الله.
غزه در خون، هاشمي كجاست؟
فاطمه رجبي - اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغهاي فدك، افتخاري بود كه وي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگتر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايتهاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامهاي به او بنويسد، ... و اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟
1. غزه در خون است و يهود ددمنش به كشتار امت اسلام مشغول. اين يك نسلكشي تمام عيار است كه گفتوگوي تمدنهاي خاتمي در پي يافتن جايي در آن تلاش دارد. فجايع غزه ترجمان حقيقي تمدن غرب است. همان تمدن، پيشرفت و ترقي، علم و فناوري، دموكراسي و حقوق بشر و همه چيزهايي كه محمد خاتمي براي گرفتن يك مدرك دروغين از آن به تعظيم در برابر كفر افتخار ميكند. گفته وزير خارجه جنايتكار اسرائيل كه فجايع غزه را نماد آزاديخواهي اسرائيل وصف ميكند، پيام تمدني غرب و آزادي و مبارزه با افراطيگري يا همان مسلماني مورد تاييد و اجراي اصلاحطلبان را به جهان اعلام ميكند.
2. غزه چه وقت رهايي خواهد يافت؟ آنگاه كه هلوكاست افشا شود و يا در صورت اجبار پذيرش جنايت تمدني غرب در ايجاد اسرائيل با هلوكاست دروغين، اين دولت حيوانصفت يهود، در گوشهاي از امريكا يا اروپا تاسيس گردد. و شر اين غده سرطاني از سر اسلام و مسلمين كوتاه! به طور خلاصه طرح احمدينژاد پيرامون اسرائيل و هلوكاست دروغين و جنايتكارانه به اجرا درآيد.
3. غزه در خون است. هاشمي رفسنجاني كجاست؟ ميدانم مسايل انتخابات دهم و شكست احمدينژاد كه با ورود به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت، حصار آهنين «هميشه در قدرتها» را شكسته، يك امر حتمي و وقتگير و البته نفسگير است. از خبرهاي منتشره در مطبوعات و سايتها ميشود فهميد هاشمي رفسنجاني براي يافتن «مهره» در تب و تاب است. ناطق نوري يا محمد خاتمي، حسن روحاني يا لاريجاني، محسن رضايي يا محمد هاشمي، ميرحسين موسوي يا قاليباف، ولايتي يا پورمحمدي و يا فرد ديگري كه هنوز در آستين است. اين درست. اما مگر به گفته «مسيح مهاجري» هاشمي «چهره بينظير در ديپلماسي بينالملل» نيست؟ و مگر او «مصداق سابقون قرآن كريم» نيست؟ و مگر بنا به قبول شخص هاشمي، وي «چهره بيمانند در جهان معاصر» نيست؟ و مگر وي در چهار سال گذشته بيجهت و با جهت، بيمسؤوليت و با مسؤوليت، پنهان و آشكار در همه امور مداخله نكرده و نميكند؟ حال سؤال اينجاست «سكوت پرمسأله او در مورد غزه» به چه علت استمرار دارد؟
الف. هاشمي مشتاق مطرح شدن با هر بهانه است. آن هم به صورت چهره بيمانند داخلي و خارجي. فجايع غزه نه پنهان است و نه كوچك. يك جهان آدمي براي آن به ضجه و اعتراض آمده است. چرا از سوي هاشمي نه نامهاي نوشته ميشود و نه مصاحبه يا سخنراني شنيده؟! آيا غزه اهميتي كمتر از دفاع از بنگاه سياسيمالي دانشگاه آزاد دارد؟
ب. هاشمي با حاكمان وهابي سعودي، رابطهاي بسيار نزديك دارد. سفرهاي دوگانه در چهارسال گذشته، هاشمي و پسران، هاشمي و مديران، هاشمي و ...؟ را ميهمان 100 نفره اين خاندان كرد. افشاي ورود پنهاني شاهزاده بندربنسلطان به ايران و ملاقات مخفي او با هاشمي مسايلي را پيرامون سياستهاي هستهاي احمدينژاد مطرح نمود. اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغهاي فدك، افتخاري بود كه هاشمي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگتر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايتهاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامهاي به او بنويسد، يا يكي از پسرها و يا دخترهايش را به عنوان سفير نزد او بفرستد، يا محسن رضايي – يار هميشه در سفر خود را – ميهان اميرعبدالله كند، و يا بار ديگر با 100 نفر همراه نزد او رفته، اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟
گوشهاي از پيكر امت اسلام در غزه در چنگال خونآشام اسرائيل با حمايت همهجانبه سلطه غرب فرو رفته و هاشمي همچنان در سكوت، آيا او فرياد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را نميشنود كه هر مسلماني كه شب را صبح كند و فرياد استمداد مسلماني را بشنود و به امداد او نشتابد...
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به آقاي اسماعيل هنيّه نخست وزير دولت قانوني حماس، با اشاره به شكست و خفت ارتش مجهّز رژيم صهيونيستي در مقابل "صبر و شجاعت و فداكاري" مجاهدان دلير و مردم مظلوم غزه تأكيد كردند: ايمان و ايستادگي شرافتمندانه شما و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجيع ترين جنايات جنگي تاريخ، "آمريكا، حاميان رژيم صهيونيستي و خيانتكاران و منافقان امت اسلامي" را رسوا كرده است و ضمن به اهتزاز درآوردن پرچم عزت امت اسلامي دشمن ضد بشر را هر روز دچار ذلت بيشتري خواهد كرد. متن پيام به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر مجاهد جناب آقاي اسماعيل هنيّه
سلام عليكم بما صبرتم
صبر بيست روزهي شما و مجاهدان دلير و از جان گذشته و آحاد مردم غزه در برابر يكي از فجيع ترين جنايات جنگي جهان و تاريخ، پرچم عزت را بر سر امت اسلام به اهتزاز در آورده است. شما ثابت كرديد كه دل سرشار از ايمان به خدا و قيامت و روح منيع و عزيز مسلماني كه ذلت و تسليم دربارهي ظلم و زور را بر نمي تابد، آنچنان قدرتي مي آفريند كه حكومتهاي جبّار و مستكبر و ارتشهاي مجهّز در برابر آن ناتوان و ذليل اند.
ارتشي كه قدرت فداكاري و شهادت طلبي شما آن را بيست روز است پاي در گل در پشت دروازه هاي غزه به خفت افكنده همان است كه ظرف شش روز بخشهاي عظيمي از سه كشور عربي را زير سيطرهي خود در آورد. به ايمان و توكل خود، به حسن ظنّ خود به وعدهي الهي، به صبر و شجاعت و فداكاري خود بباليد كه امروز همهي مسلمانان به آن ميبالند. جهاد شما تا امروز آمريكا و رژيم صهيونيست و حاميان آنان و سازمان ملل و منافقان امت اسلامي را رسوا كرده است.
امروز نه فقط ملّتهاي مسلمان، كه بسياري از ملتهاي اروپا و آمريكا حقانيت شما را از بن دندان پذيرفته اند. شما همين امروز هم پيروزيد و با ادامهي اين ايستادگي شرافتمندانه دشمن زبون و ضد بشر را باز هم بيشتر به ذلت و شكست خواهيد كشاند. انشاءالله
بدانيد كه "ما وَدَّعَك رَبُّك و ما قَلي" و بدانيد كه "و لَسَوفَ يُعطِيك رَبُّكَ فَتَرضَي" انشاءالله با اينحال حوادث خونين و فاجعه بار غير نظاميان فلسطيني بخصوص كودكان مظلوم و معصوم، دلهاي ما را غرق خون كرده است. حوادث ناشي از جنايتهاي غاصبان فلسطين كه هر روز چندين بار از همهي كانالهاي تلويزيوني ما پخش مي شود ملت ما را ماتمزده و عزادار ساخته است. اَعظَمَ الله لَكُم الجَزاء وَ عَجَّل لَكُم النَّصر، بدانيد كه وعدهي خدا راست است كه فرمود: " وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز" و فرمود: "وَ مَن جاهَد فَانّما يُجاهِدُ لِنَفسه ..."
خيانتكاران عرب هم بدانند كه سرنوشت آنان بهتر از يهوديان جنگ احزاب نخواهد بود كه خداوند فرمود: "و اَنزَلَ الَّذين ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الكِتَاب وَ مِن صَيَاصِيِهم ..." ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتي كه بر خلاف اين عمل كند فاصلهي خود و ملّتش را عميق تر ميكند و سرنوشت چنين دولتهايي معلوم است. آنها نيز اگر به فكر زندگي و آبروي خودند بايد سخن اميرالمؤمنين عليه السلام را به ياد آورند كه فرمود: "المَوتُ في حَياتِكُم مَقهورين وَ الحَياةُ في مَوتِكم قاهِرين" به شما و مبارزان غزه و همهي مردم مظلوم و مقاوم شما درود مي فرستم و در كنار همهي تلاشهايي كه دولت جمهوري اسلامي ايران در حمايت از شما وظيفهي خود دانسته است، شب و روز هم شما را دعا ميكنم و صبر و نصرت را براي شما از خداوند عزيز قدير مسألت مي كنم.
و السلام عليكم و علي عباد الله الصالحين و رحمة الله و بركاته
سيد علي حسيني خامنه اي
18 محرم 1430
26 ديماه 1387
این سیاستهای کلی در چارچوب سند چشم انداز بیست ساله و با رویکرد مبنایی پیشرفت و عدالت، ابلاغ شده است.
سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه دارای 45 بند و شامل سرفصلهای: امور فرهنگی – امور علمی و فناوری – امور اجتماعی – امور اقتصادی و امور سیاسی، دفاعی و امنیتی است.
متن ابلاغیه مقام معظم رهبری به رئیس جمهور که همزمان برای رئیس مجلس، رئیس قوه قضاییه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال شده به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیت
پیش روی بودن دومین پنجسال از سند چشم انداز دوره ی بیست ساله کشور و ابلاغ بعضی از سیاستهای کلی اصولی مانند سیاستهای کلی اصلی 44 از یکطرف و بعضی تحولات جهانی از طرف دیگر اقتضاء می کند که هرچه زودتر قانون برنامه ی پنجساله پنجم کشور با جهت گیری دستیابی به اهداف مرحله ای متناسب با سند چشم انداز بیست ساله تهیه گردد. اینک سیاستهای کلی برنامه پنجم که باید مبنای تهیه و تدوین قانون برنامه ی پنجساله پنجم توسعه ی جمهوری اسلامی ایران باشد، ابلاغ می گردد.
انتظار می رود این سیاستها که با رویکرد مبنایی پیشرفت و عدالت تنظیم شده، بتواند در جای جای کلیه فعالیتهای کشور چه در بُعد تقنین و چه در بُعد اجرا ظاهر گردد. بی گمان اهتمام و دقت نظر جنابعالی و هیئت محترم دولت و مجلس محترم شورای اسلامی و سایر دستگاههای رئیسی نظام می تواند در این باره نقش تعیین کننده ایفا کند. انتظار دارم در دوره ی پنجساله آینده اقدامات اساسی برای تدوین الگوی توسعه ایرانی ـ اسلامی که رشد و بالندگی انسانها بر مدار حق و عدالت و دستیابی به جامعه ای متکی بر ارزشهای اسلامی و انقلابی و تحقق شاخصهای عدالت اجتماعی و اقتصادی در گرو آنست، توسط قوای سه گانه ی کشور صورت گیرد.
مشارکت جدی اندیشه وران حوزه و دانشگاه در تبیین مقوله ی عدالت و اقتضائات آن نقشی تعیین کننده در این امر دارد. لازم می دانم از مجمع محترم تشخیص مصلحت نظام و هیأت محترم دولت و دبیرخانه مجمع و نیز کارشناسان فعال و همکار با این مجموعه ها که در تنظیم پیشنهادهای مربوط به سیاستهای کلی برنامه ی پنجم نقش آفرینی کرده اند، صمیمانه سپاسگزاری نمایم.
نسخه ی حاوی مجموعه ی سیاستها همزمان برای مجلس شورای اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت ارسال می شود.
سیدعلی خامنه ای
سياستهاى كلى برنامه پنجم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران
ـ امور فرهنگى
1ـ تكميل و اجراى طرح مهندسى فرهنگى كشور و تهيه پيوست فرهنگى براى طرحهاى مهم.
2ـ زنده و نمايان نگه داشتن انديشه دينى و سياسى حضرت امام خمينى(ره) و برجسته كردن نقش آن به عنوان يك معيار اساسى در تمام سياست گذارىها و برنامه ريزىها.
3ـ تقويت قانونگرايى، انضباط اجتماعى، وجدان كارى، خودباورى، روحيه كار جمعى، ابتكار، درستكارى، قناعت، پرهيز از اسراف و اهتمام به ارتقاء كيفيت در توليد.
4ـ مقابله با جريانات انحرافى در حوزه دين و زدودن خرافات و موهومات.
5ـ استفاده بهينه از فناورىهاى اطلاعاتى و ارتباطى براى تحقق اهداف فرهنگى نظام.
6ـ ايجاد درك مشترك از چشم انداز بيست ساله و تقويت باور و عزم ملى براى تحقق آن.
ـ امور علمى و فناورى
7ـ تحول در نظام آموزش عالى و پژوهش در موارد زير:
1ـ 7ـ افزايش بودجه تحقيق و پژوهش به 3 درصد توليد ناخالص داخلى تا پايان برنامه پنجم و افزايش ورود دانش آموختگان دوره كارشناسى به دورههاى تحصيلات تكميلى به 20 درصد.
2ـ 7ـ دستيابى به جايگاه دوم علمى و فناورى در منطقه و تثبيت آن در برنامه پنجم.
3ـ 7ـ ارتباط مؤثر بين دانشگاهها و مراكز پژوهشى با صنعت و بخشهاى مربوط جامعه.
4ـ 7ـ توانمندسازى بخش غيردولتى براى مشاركت در توليد علم و فناورى.
5ـ 7ـ دستيابى به فناورىهاى پيشرفته مورد نياز.
8ـ تحول در نظام آموزش و پرورش با هدف ارتقاء كيفى آن بر اساس نيازها و اولويتهاى كشور در سه حوزه دانش، مهارت و تربيت و نيز افزايش سلامت روحى و جسمى دانشآموزان.
9ـ تحول و ارتقاء علوم انسانى با: تقويت جايگاه و منزلت اين علوم، جذب افراد مستعد و با انگيزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامهها و روشهاى آموزشى، ارتقاء كمى و كيفى مراكز و فعاليتهاى پژوهشى و ترويج نظريهپردازى، نقد و آزادانديشى.
10ـ گسترش حمايتهاى هدفمند مادى و معنوى از نخبگان و نوآوران علمى و فناورى از طريق: ارتقاء منزلت اجتماعى، ارتقاء سطح علمى و مهارتى، رفع دغدغه خطرپذيرى مالى در مراحل پژوهشى و آزمايشى نوآورىها، كمك به تجارى سازى دستاوردهاى آنان.
11ـ تكميل و اجراى نقشه جامع علمى كشور.
ـ امور اجتماعى
12ـ تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و در صحنههاى اجتماعى و استيفاى حقوق شرعى و قانونى بانوان در همه عرصهها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان.
13ـ تقويت هويت ملى جوانان متناسب با آرمانهاى انقلاب اسلامى، فراهم كردن محيط رشد فكرى و علمى و تلاش در جهت رفع دغدغههاى شغلى، ازدواج، مسكن و آسيبهاى اجتماعى آنان، توجه به مقتضيات دوره جوانى و نيازها و تواناييهاى آنان.
14ـ اصلاح نظام ادارى و قضايى در جهت: افزايش تحرك و كارآيى، بهبود خدمت رسانى به مردم، تأمين كرامت و معيشت كاركنان، به كارگيرى مديران و قضات لايق و امين و تأمين شغلى آنان، حذف يا ادغام مديريتهاى موازى، تأكيد بر تمركز زدايى در حوزههاى ادارى و اجرايى، پيشگيرى از فساد ادارى و مبارزه با آن و تنظيم قوانين مورد نياز.
15ـ هويت بخشى به سيماى شهر و روستا، باز آفرينى و روزآمد سازى معمارى ايرانى - اسلامى، رعايت معيارهاى پيشرفته براى ايمنى بناها و استحكام ساخت و سازها.
16ـ تقويت و كارآمد كردن نظام بازرسى و نظارت، اصلاح قوانين و مقررات در جهت رفع تداخل ميان وظايف نهادهاى نظارتى و بازرسى.
17ـ اولويت دادن به ايثارگران انقلاب اسلامى در عرضه منابع مالى و فرصتها و امكانات و مسؤوليتهاى دولتى در صحنههاى مختلف فرهنگى و اقتصادى.
18ـ اهتمام به توسعه ورزش و حمايت از گسترش فعاليتهاى گردشگرى با تأكيد بر سفرهاى زيارتى.
19ـ تأكيد بر رويكرد انسان سالم و سلامت همه جانبه با توجه به:
1ـ 19ـ يكپارچگى در سياستگذارى، برنامه ريزى، ارزشيابى، نظارت و تخصيص منابع عمومى.
2ـ 19ـ ارتقاء شاخصهاى سلامت هوا، امنيت غذا، محيط و بهداشت جسمى و روحى.
3ـ 19ـ كاهش مخاطرات و آلودگىهاى تهديد كننده سلامت.
4ـ 19ـ اصلاح الگوى تغذيه جامعه با بهبود تركيب و سلامت مواد غذايى.
5ـ 19ـ توسعه كمى و كيفى بيمههاى سلامت و كاهش سهم مردم از هزينههاى سلامت به 30% تا پايان برنامه پنجم.
20ـ ارتقاء امنيت اجتماعى:
1ـ 20ـ مبارزه همه جانبه با مواد مخدر و روانگردان و اهتمام به اجراى سياستهاى كلى مبارزه با مواد مخدر.
2ـ 20ـ سامان بخشى مناطق حاشيهنشين و پيشگيرىوكنترل ناهنجارىهاى عمومى ناشى از آن.
3ـ 20ـ استفاده از ابزارهاى فرهنگى، آموزشى و رسانهها براى پيشگيرى و مقابله با ناهنجارىهاى فرهنگى و اجتماعى.
ـ امور اقتصادى
الف) رشد مناسب اقتصادى با تأكيد بر:
21ـ تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادى به ميزان حداقل 8% نرخ رشد ساليانه توليد ناخالص داخلى با:
1ـ 21ـ توسعه سرمايه گذارى از طريق كاهش شكاف پس انداز - سرمايه گذارى با حفظ نسبت پسانداز به توليد ناخالص داخلى حداقل در سطح 40 درصد و جذب منابع و سرمايههاى خارجى.
2ـ 21ـ ارتقاء سهم بهرهورى در رشد اقتصادى به يك سوم در پايان برنامه.
3ـ 21ـ بهبود فضاى كسب و كار كشور با تأكيد بر ثبات محيط اقتصاد كلان، فراهم آوردن زيرساختهاى ارتباطى، اطلاعاتى، حقوقى، علمى و فناورى مورد نياز، كاهش خطرپذيرىهاى كلان اقتصادى، ارائه مستمر آمار و اطلاعات به صورت شفاف و منظم به جامعه.
4ـ 21ـ تقويت و توسعه نظام استاندارد ملى.
22ـ تغيير نگاه به نفت و گاز و درآمدهاى حاصل از آن، از منبع تأمين بودجه عمومى به «منابع و سرمايههاى زاينده اقتصادى» و ايجاد صندوق توسعه ملى با تصويب اساسنامه آن در مجلس شوراى اسلامى در سال اول برنامه پنجم و برنامه ريزى براى استفاده از مزيت نسبى نفت و گاز در زنجيره صنعتى و خدماتى و پايين دستى وابسته بدان با رعايت:
1ـ 22ـ واريز سالانه حداقل 20 درصد از منابع حاصل از صادرات نفت و گاز و فرآوردههاى نفتى به صندوق توسعه ملى.
2ـ 22ـ ارائه تسهيلات از منابع صندوق توسعه ملى به بخشهاى خصوصى، تعاونى و عمومى غيردولتى با هدف توليد و توسعه سرمايه گذارى در داخل و خارج كشور با در نظر گرفتن شرايط رقابتى و بازدهى مناسب اقتصادى.
3ـ 22ـ قطع وابستگى هزينههاى جارى دولت به درآمدهاى نفت و گاز تا پايان برنامه.
23ـ اصلاح ساختار نظام بانكى با اجراى كامل و روزآمد قانون بانكدارى بدون ربا و نهادينه كردن نظامهاى قرضالحسنه، تأمين اعتبارات خرد و اعتبارات لازم براى سرمايه گذارىهاى بزرگ.
24ـ ارتقاء كمى و كيفى بازارهاى مالى(سرمايه، پول و بيمه) با تأكيد بر كارايى، شفافيت و سلامت.
25ـ تحقق سياستهاى كلى اصل44 قانون اساسى والزامات مربوط به هر يك از بندها با تأكيدبر:
1ـ25ـ حمايت از شكلگيرى بازارهاى رقابتى.
2ـ25ـ ايجاد ساختارهاى مناسب براى ايفاى وظايف حاكميتى(سياست گذارى، هدايت و نظارت).
3ـ25ـ تنظيم سياستهاى تشويقى در جهت تبديل فعاليتهاى غيرمتشكل (نهاد خانوار) به فعاليتهاى واحدهاى حقوقى.
4ـ25ـ ايجاد بازار رقابتى براى ارائه خدمات بيمه درمانى.
26ـ توجه به ارزش اقتصادى، امنيتى، سياسى و زيست محيطى آب با تسريع در استحصال، عرضه، نگهدارى و مصرف آن و مهار آبهايى كه از كشور خارج مىشود با اولويت استفاده از منابع آبهاى مشترك.
27ـ سرمايه گذارى در استحصال و استخراج گاز و نفت و معادن مشترك با كشورهاى همسايه با رعايت سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى.
28ـ حفظ ذخاير راهبردى ارزى به مقدارى كه اطمينان از تأمين نيازهاى اساسى كشور در مدت معين (براساس مصوبه شوراى عالى امنيت ملى) حاصل گردد.
29ـ تأكيد بر راهبرد توسعه صادرات به ويژه در بخش خدمات با فناورى بالا به نحوى كه كسرى تراز بازرگانى بدون نفت كاهش يافته و توازن در تجارت خدمات ايجاد گردد.
30ـ گسترش همه جانبه همكارى با كشورهاى منطقه جنوب غربى آسيا در تجارت، سرمايهگذارى و فناورى.
31ـ ارتقاء و هماهنگى ميان اهداف توسعهاى: آموزش، بهداشت و اشتغال به طورى كه در پايان برنامه پنجم، شاخص توسعه انسانى به سطح كشورهاى با توسعه انسانى بالا برسد.
32ـ تبديل نظام بودجه ريزى كشور به بودجه ريزى عملياتى.
33ـ برقرارى ارتباط كمى و كيفى ميان برنامه پنجساله و بودجههاى ساليانه با سند چشمانداز با رعايت شفافيت و قابليت نظارت.
ب) گسترش عدالت اجتماعى با:
34ـ تنظيم همه فعاليتهاى مربوط به رشد و توسعه اقتصادى بر پايه عدالت اجتماعى و كاهش فاصله ميان درآمدهاى طبقات و رفع محروميت از قشرهاى كم درآمد با تأكيد بر موارد زير:
1ـ 34ـ جبران نابرابرىهاى غيرموجه درآمدى از طريق سياستهاى مالياتى، اعطاى يارانههاى هدفمند و ساز و كارهاى بيمهاى.
2ـ 34ـ تكميل بانك اطلاعات مربوط به اقشار دو دهك پايين درآمدى و به هنگام كردن مداوم آن.
3ـ 34ـ هدفمند كردن يارانههاى آشكار و اجراى تدريجى هدفمند كردن يارانههاى غيرآشكار.
4ـ 34ـ تأمين برخوردارى آحاد جامعه از اطلاعات اقتصادى.
35ـ اقدامات لازم براى جبران عقب ماندگىهاى حاصل از دورانهاى تاريخى گذشته با تأكيد بر:
1ـ 35ـ ارتقاء سطح درآمد و زندگى روستاييان و كشاورزان با تهيه طرحهاى توسعه روستايى، گسترش كشاورزى صنعتى، صنايع روستايى و خدمات نوين و اصلاح نظام قيمتگذارى محصولات كشاورزى.
2ـ 35ـگسترش فعاليتهاى اقتصادى در مناطق مرزى و سواحل جنوبى و جزاير با استفاده از ظرفيتهاى بازرگانى خارجى كشور.
3ـ 35ـكاهش فاصله دو دهك بالا و پايين درآمدى جامعه به طورى كه ضريب جينى به حداكثر 35/0 در پايان برنامه برسد.
4ـ 35ـ انجام اقدامات ضرورى براى رساندن نرخ بيكارى در كشور به 7 درصد.
5ـ 35ـ تأمين بيمه فراگير و كارآمد و گسترش كمى و كيفى نظام تأمين اجتماعى و خدمات بيمه درمانى.
6ـ 35ـ توسعه نظامهاى پيشگيرى از آسيبهاى فردى و اجتماعى.
7ـ 35ـ حمايت از اقشار محروم و زنان سرپرست خانوار.
8ـ 35ـ توسعه بخش تعاون با هدف توانمندسازى اقشار متوسط و كمدرآمد جامعه به نحوى كه تا پايان برنامه پنجم سهم تعاون به 25 درصد برسد.
ـ امور سياسى، دفاعى و امنيتى
36ـ تقويت حضور و مشاركت مردم در عرصههاى سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى.
37ـ جهت دهى جريانات سياسى به پايبندى به ارزشهاى اسلامى - انقلابى، دفاع از منافعملى، دشمنستيزى، قانون پذيرى و اصول اخلاقى.
38ـ حمايت از آزادىهاى مشروع و صيانت از حقوق اساسى ملت.
39ـ اعتلاى شأن، موقعيت، اقتدار و نقش جمهورى اسلامى ايران در منطقه و نظام بينالملل بهمنظور تحكيم امنيت ملى و پيشبرد منافع ملى با تأكيد بر:
1ـ 39ـ تقويت همكارىهاى دوجانبه، منطقهاى و بينالمللى با اولويت كشورهاى همسايه.
2ـ 39ـ تقويت روابط سازنده با كشورهاى غيرمتخاصم.
3ـ 39ـ بهرهگيرى از روابط براى افزايش توان ملى.
4ـ 39ـ مقابله با افزون خواهى و اقدام متجاوزانه در روابط خارجى.
5ـ 39ـ تلاش براى رهايى منطقه از حضور نظامى بيگانگان.
6ـ 39ـ حمايت از مسلمانان و ملتهاى مظلوم و مستضعف بويژه ملت فلسطين.
7ـ 39ـ تلاش براى همگرايى بيشتر ميان كشورهاى اسلامى.
8ـ 39ـ تلاش براى اصلاح ساختار سازمان ملل.
9ـ 39ـ سازماندهى تلاش مشترك براى ايجاد مناسبات و نظامات جديد اقتصادى، سياسى و فرهنگى منطقهاى و جهانى با هدف تأمين عدالت، صلح و امنيت جهانى.
40ـ حضور فعال و هدفمند در سازمانهاى بينالمللى و منطقهاى و تلاش براى ايجاد تحول در رويههاى موجود بر اساس ارزشهاى اسلامى.
41ـ ارتقاء نقش مديريتى ايران در توزيع و ترانزيت انرژى، افزايش فرصتهاى صادراتى، جذب سرمايه و فناورىهاى پيشرفته و كمك به استقرار نظام پولى، بانكى و بيمهاى مستقل با كمك كشورهاى منطقهاى و اسلامى و دوست با هدف كاهش وابستگى به سيستم پولى نظام سلطه.
42ـ تقويت تعامل فرهنگى، حقوقى، سياسى و اقتصادى با جهان بويژه حوزه تمدن اسلامى – ايرانى.
43ـ تقويت هويت اسلامى و ايرانى ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج خط و زبان فارسى در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان و تسهيل مشاركت آنان در توسعه ملى.
44ـ تحكيم و ارتقاء امنيت پايدار، فراگير و تضمين كننده اهداف و منافع ملى با تأكيد بر:
1ـ 44ـ تقويت نقش مردم و اطلاعات مردمى در پيشگيرى از تحركات ضد امنيتى.
2ـ 44ـ تقويت و تعامل مؤثر دستگاههاى اطلاعاتى، انتظامى و قضايى و هماهنگى بين آنها براى تأمين اشراف اطلاعاتى و مقابله با هر نوع اخلال در امنيت عمومى، اقتصادى و اجتماعى و مقابله با تهديدهاى نرم.
3ـ 44ـ ايجاد سامانه يكپارچه نرمافزارى اطلاعاتى، ارتقاء سطح حفاظت از اطلاعات رايانهاى، توسعه علوم و فناورىهاى مرتبط با حفظ امنيت سامانههاى اطلاعاتى و ارتباطى به منظور صيانت از فضاى تبادل اطلاعات، تقويت فنى براى مقابله با تخلفات در فضاهاى رايانهاى و صيانت از حريم فردى و عمومى.
4ـ 44ـ تقويت زير ساختهاى انسجام و همبستگى ملى براى پيشگيرى و مقابله با عوامل بروز گسستهاى هويتى، اجتماعى، فرهنگى و اعتقادى.
45ـ ارتقاء توانمندىهاى دفاعى و قدرت بازدارندگى به منظور دفاع از حاكميت، تماميت ارضى، منافع و امنيت ملى و مقابله مؤثر با تهديدهاى خارجى و ايجاد توازن منطقهاى با تأكيد بر:
1ـ 45ـ كسب دانش و فناورىهاى نو و نرمافزارهاى پيشرفته دفاعى و نوسازى و بازسازى صنايع دفاعى، افزايش ضريب خودكفايى با توسعه تحقيقات و بهرهمندى از همه ظرفيتهاى صنعتى كشور.
2ـ 45ـ اهتمام به حضور نيروهاى مردمى در امنيت و دفاع از كشور و انقلاب با تقويت كمى و كيفى بسيج مستضعفان.
3ـ 45ـ گسترش پدافند غيرعامل.
4ـ 45ـ امنيت پايدار مناطق مرزى و كنترل مؤثر مرزها.
غزه در خون است. «هولوكاست» كار خود را كرده است و اسرائيل – اين غده سرطاني را به پا نموده، آن را بدتر از «سگ هار» و «گرگ درنده» به جان جهان اسلام و مسلمين انداخته، و امريكا اين شيطان بزرگ با حمايت مادي و غيرمادي همهجانبه آن را در نسلكشي مسلمين تقويت ميكند. اين يعني «گفتوگوي تمدنها» با لحاظ «دموكراسي»، «حقوق بشر» و «آزادي» و ...
اگر دروغ بودن هولوكاست – مبناي مشروعيت اسرائيل – پس از مطرح شدن توسط رئيسجمهور دنبال ميشد، و اگر مدافعان هولوكاست دروغين از خاتمي گرفته تا برخي نظاميان يكشبه رجل سياسيشده و راستهاي ناراست و ... در سياستي سنجيده، غيرشتابزده، خردمندانه، و ... رئيسجمهور را بمباران نميكردند، تا اسرائيل همچنان «مشروع و قانوني» بماند، امروز غزه در خون نبود!
اين يك واقعيت است. واقعيتي دردناك و وحشتناك كه «غزه در خون است». اما مهمتر از آن قدس در دستان يهود – اين دشمن قسمخورده اسلام و قرآن و پيامبر اعظم صليالله عليه و آله، اسير است و سرزمين فلسطين به وسيله مشتي يهود و صهيونيست در اشغال!
هولوكاست بايد شكسته شود، دروغبودن و هدفمند بودن آن بايد افشا گردد، و غرض نسلكشي و تمدنكشي اسلامي آن توسط غرب جنايتكار، هر چه زودتر بايد عريان شود. اگر چنين باشد، قطعا غزه ديگر در خون نخواهد بود، و فلسطين در اشغال نخواهد ماند، و قدس شريف از اسارت يهود آزاد خواهد گرديد.
حال وظيفه ما – مسلمانان و بالاتر، شيعيان شهادتطلب و حسيني عليهالسلام ايران چيست؟ آيا پيش افتادن از امام، و تحت فشار قرار دادن زعيم براي «اعلان جهاد» تكليف شرعي و وظيفه ديني ماست؟ آيا تحصن در فرودگاه و درخواست اعزام به غزه ؟! جلو افتادن از امام نيست؟ هر چند اين اقدامات برخاسته از روح ديني و حس بشردوستي باشد؟
اين كه ايران را سراسر، جوانان و نوجوانان، پيران و ميانسالان عاشورايي تشكيل داده است، يك واقعيت است، و اين كه «عاشورا» ايران را «كربلا» ميكند، واقعيتي ديگر. به همين دليل بود كه سه دهه پيش «سايرونس ونس» دريافت: آيتالله خميني ميتواند ميليونها جوان شهادتطلب ايراني را براي جنگ با امريكا بسيج كند. (نقل به مضمون)
اما يقينا اين روحيه و ايمان، و اين شيفتگي و عشق بايد در پيروي از امام باشد، نه عقبماندن از او و كوفهساختن و نه پيش افتادن و واداشتن به پذيرفتن حكميت.
امام معصوم معيار حق است، و نايب او مقتدايي است كه بايد:
- فرامينش را شنيد و اطاعت كرد.
- ضميرش را دريافت و به آن پرداخت.
- مصالح و منافع مورد نظرش را در زماني كه به او نياز دارد به سرعت دنبال كرد.
آيا امروز رهبري معظم امر به اعزام به غزه كرده است؟
تحصنها، تجمعها و طومارها و فريادها بايد باشند تا جهان ددمنش آمادگي ملت ايران را در ستيز با اسلامستيزان، به ويژه غده سرطاني اسرائيل با پشتوانه امريكا بنگرد و بداند.
اما استمرار و اوجگيري اين تحصنها و تجمعها و به ويژه صف بستن در فرودگاهها براي اعزام، چه مطلبي را دنبال ميكند؟
خبرها از حضور «طيفهاي سياسي خاص» در ميان اين تجمعات دارد. برخي چهرههايي كه طرح دروغ بودن هولوكاست را در زمان داشتن پست و مقام و وكالت و ... تخريب ميكردند، در بين تحصنكنندگان رفت و آمد دارند. چهرههايي كه با تندرويهايي كه «مصرفي جز مطرحشدن فردي» برايشان ندارد، و از آنسو، براي نظام اسلامي در ديپلماسي خارجي هزينهزاست، از گردانندگان برخي تجمعات شدهاند.
بدون آن كه خداي ناخواسته اصل تحصن، تجمع و اعتراض عليه جنايات اسرائيل، و درخواست حمايت همهجانبه از غزه مورد شبهه باشد، اما بايد پرسيد؛ اين گردانندگان، ملاقاتكنندگان يا مصاحبهكنندگان – حتي در اطراف رئيسجمهور – كه امروز تاب و قرار ندارند، در دولتهاي تسليم و ذلت 16 ساله كجا بودند؟! وقتي آن دولتها براي امريكا و انگليس در ورود به افغانستان و عراق فرش قرمز پهن كرد، كدام كلمه از اين افراد نوشته شد يا كدام «زمزمه»اي از آنها شنيده؟
جلوتر بياييم! وقتي خاتمي با سفر ننگين به امريكا «هولوكاست» را تاييد كرد، و «اسرائيل» را مشروعيت بخشيد، اين خانم و آن آقا، كدام ناله را در اعتراض سردادند؟ و اين طيف خيلي انقلابي و خيلي عدالتخواه چه دردي در خود احساس كرد؟
وقتي ننگيننامه دولت خاتمي به «بوش» افشا شد كه حتي خلع سلاح حزبالله لبنان در آن پيشنهاد شده بود، اين افراد چرا هيچ بروز و ظهوري نداشتند؟ آيا در همه اين موارد، «ديوار اعتماد» ساختهشده توسط هاشمي و خاتمي براي آنها اطمينانآور بود؟
خدا نكند كه جناحها با اسامي ارزشمند و رسومات سياسي آلودگي منتشر كرده و گروهي هر چند پاكدل را ابزار كار سياسي خود يعني همان مافياي قدرت و ثروت گردانند.
مافيايي كه به تازگي به عدالتخواهي روي آورده و از ميان اصولگرايان، گروه و افراد و تندرو يافته است.
امروز غزه در خون است! همه آمادهايم و چشم به فرمان مقام معظم رهبري دوختهايم. نيروهاي موظف بيش و پيش از همه به اين مهم ميپردازند، و بقيه لحظههايي را انتظار ميكشند كه «ولي» امر كند. انتظاري سازنده و معنادار!
خدا كند در آن روز همه آماده باشند! همه استشهادي! همه عدالتخواه! و همه اصولگرا! و همه ولايتمدار!
ادامه مطلب
سلام بر محرم
هر شب که بادو ديده تر گريه مي کنم
با اشک نه به خون جگر گريه مي کنم
سيني به دست در به در هييتت شديم
اين ارث مادريست اگر گريه مي کنيم
عمريست زير بيرقتان پا گرفته ايم
يک قطره اشک داده و دريا گرفته ايم
شالي که بسته ايم براي عزايتان
از ريشه هاي چادر زهرا گرفته ايم
صاحب عزا کجاست امشب شب عزاست
با گريه بين روضه تان جا گرفته ايم
متن پیام به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
جنایت هولناك رژیم صهیونیستی در غزه و قتلعام صدها مرد و زن و كودك مظلوم، بار دیگر چهرهی خونخوار گرگهای صهیونیست را از پشت پردهی تزویرِ سالهای اخیر بیرون آورد و خطر حضور این كافر حربی را در قلب سرزمینهای اُمت اسلام، به غافلان و مسامحهكاران گوشزد كرد. مصیبت این حادثهی هولناك برای هر مسلمان بلكه برای هر انسان با وِجدان و با شرف در هر نقطهی جهان بسی گران و كوبنده است، ولی مصیبت بزرگتر سكوت تشویقآمیز برخی دولتهای عربی و مدّعی مسلمانی است. چه مصیبتی از این بالاتر كه دولتهای مسلمان كه باید در برابر رژیم غاصب و كافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میكردند، رفتاری پیشه كنند كه مقامات جنایتكار صهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینیِ بزرگ معرفی كنند؟
سران این كشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود كه یقیناً عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر كشورهای اسلامی از این كشتار، پس از آن محاصرهی طولانی غذائی و داروئی لبالب از خون است.
دولت جنایتكار بوش در واپسین روزهای حكمرانی ننگین خود با همدستی در این جنایت بزرگ، رژیم آمریكا را بیش از پیش روسیاه كرد و پروندهی جرائم خود را به عنوان جنایتكار جنگی قطورتر ساخت. دولتهای اروپائی با بیتفاوتی و شاید همراهی خود در این فاجعهی بزرگ، یكبار دیگر دروغ بودن ادعاهای طرفداری از حقوق بشر را ثابت كردند و شركت خود در جبههی ضدیت با اسلام و مسلمین را نشان دادند. اكنون سئوال من از علماء و روحانیون جهان عرب و رؤسای ازهر مصر این است كه آیا هنگام آن نرسیده است كه برای اسلام و مسلمین احساس خطر كنید؟ آیا هنگام آن نرسیده است كه به واجب نهی از منكر و كلمةُ حقٍ عندَ امامٍ جائر عمل كنید؟
آیا عرصهی دیگری عریانتر از آنچه در غزه و فلسطین در جریان است در همدستی كُفار حربی با منافقان امّت برای سركوب مسلمانان لازم است، تا شما احساس تكلیف كنید؟
سئوال من از رسانهها و روشنفكران جهان اسلام و بویژه جهان عرب آن است كه تا چه هنگام به مسئولیت رسانهئی و روشنفكری خود بیتفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمانهای حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممكن است رسوا شوند؟
همهی مجاهدان فلسطین و همهی مؤمنان دنیای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در این دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهید است و امید آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعلیهوآله محشور شود.
سازمان كنفرانس اسلامی باید در این شرائط حساس به وظیفهی تاریخی خود عمل كند و جبههی یكپارچهئی به دور از ملاحظهكاری و انفعال، در برابر رژیم صهیونیستی تشكیل دهد. باید رژیم صهیونیستی به وسیلهی دولتهای مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصرهی طولانی مدّت، شخصاً محاكمه و مجازات شوند.
ملّتهای مسلمان میتوانند با عزّم راسخ خود این مطالبات را تحقّق بخشند و وظیفهی سیاستمداران و علما و روشنفكران در این بُرهه بسی سنگینتر از دیگران است.
اینجانب به مناسبت فاجعهی غزه روز دوشنبه را عزای عمومی اعلام میكنم و مسئولان كشور را به ادای وظائف خود در این حادثهی غمانگیز فرا میخوانم.
وَ سَیعلَمُ الذین ظَلَموا اَیّ مُنقلبٍ یَنقلبون.
سيّدعلي خامنهاي
8/دی/1387
29/ذیالحجةالحرام/1429
سخنرانی دکتر احمدی نژاد درجمع علما فضلا طلاب و
مردم عزیز شهر مقدس قم در مدرسه فیضیه
سخنرانی کامل به فرمت گوشی همراه - صوتی می باشد
برای شنیدن و مشاهدی کلیپ های کوتاه می توانید از نرم افزار QuickTime Player استفاده کنید
عيد سعيد غدير خم، عيد امامت و ولايت بر تمامي
شيعيان جهان مبارك باد
علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را
كه به ماسوا فكندي همه سايهي هما را
دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين
به علي شناختم به خدا قسم خدا را
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را
مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو اي گداي مسكين در خانهي علي زن
كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدا را
بجز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير تست اكنون به اسير كن مدارا
بجز از علي كه آرد پسري ابوالعجائب
كه علم كند به عالم شهداي كربلا را
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان
چو علي كه ميتواند كه بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را
بدو چشم خون فشانم هله اي نسيم رحمت
كه ز كوي او غباري به من آر توتيا را
به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تويي قضاي گردان به دعاي مستمندان
كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چوناي هردم ز نواي شوق او دم
كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي
به پيام آشنائي بنوازد و آشنا را
ز نواي مرغ يا حق بشنو كه در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا
شهريار
عید سعید غدیر خم بر عموم مسلمانان جهان مبارک باد
آقازادهپروری هاشمي و توهین مکرر به ملت
آقازادهپروری در مقوله قدرت و ثروت، بازمانده نامیمون برنامههای هاشمی برای آینده ایران اسلامی است. ثروت و قدرت در اختیار هزارفامیل، و حاکمیت متکبرانه بدون پاسخگویی و نگاه از بالا به ملت بزرگ ایران، در برنامههای زمامداری هاشمی بوده است. وقتی هاشمی به راحتی در پاسخ به نامه فضلا و طلاب قم، ثروت انبوه فرزندانش را «نشأت گرفته از نبوغ و استعداد ذاتی آنها» میخواند، هیچ نگرانی از آن ندارد که در کوی و برزن افراد این ملت بگويند، این نبوغ و استعداد ثروتاندوزی پس از انقلاب اسلامی، موهبتی است که تنها به فرزندان این فرد داده شده و ملت از آن بیبهرهاند! چرا هاشمی نگران نیست؟ زیرا نه او و نه خانواده و خویشانش با این مردم کاری ندارند، ارتباطی ندارند، در میان آنها نیستند و برای آنها ارزشی قایل نمیباشند. مگر نه آن است که وقتی اندیشه و برنامه و شخص هاشمی با «نه بزرگ ملت در 27 خرداد و سوم تیرماه» به شکست فاحشی محکوم شد و همه سرمایه عظیم مالی ستادهای خودجوش او به آب ریخته شد و اسکیبازی دختران مبتذل در خیابانها و اوباشگری جوانان هوادارش به عنوان معنویات تبليغات او هدر رفت، وی اعلام کرد که «به خدا شکایت میبرد زیرا همیشه اول بوده است»!
سه سال گذشته هاشمی بیش از بیست و چند سال پس از انقلاب «خود» نشان داده است. به همین دلیل هر طفل این مملکت او را به خوبی شناخته و میزان دینداری، کشور دوستی و وفاداری وی به نظام اسلامی را دریافته است. اما در این میان «توهین مکرر هاشمی به ملت» امری است که در فرهنگ «هاشمیسم» یک «حق» تلقی میگردد.
هاشمی در تخریب بیامان دولت نهم که همواره با کینه و بغض دنبال شده، کلمه توهینآمیز «گداپروری» را مکرر به کار برده است. این «گدا»ها چه کسانی هستند؟ و احمدینژاد و دولت نهم با توجه و ارتباط و برنامههای اقتصادی خود، چه کسانی را از دید «اعیان و اشرافنگر هاشمی»، «گدا» پرورانده است؟
آیا این «گداهای مورد اهانت مکرر هاشمی» تودههای ملت نجیب و خداجوی ایران نیستند که در اثر برنامههای آقازادهپرور هاشمی و سپس خاتمیِ مورد حمایت او به گدایی افتادهاند؟ گناه این ملت چیست که در حلقههای مافیای قدرت و ثروت 16ساله جایی برایشان در نظر گرفته نشد!؟
هاشمی از ساختن انسانهایی سخن گفته است که «روی پای خود بایستند و درس بخوانند و کار کنند و خود را تامین کنند». آیا منظور از این انسانها، همان حلقههای مافیا نیستند که خود را با گاز و نفت و مس و دخانیات حتی به گفته محسن رضایی با فروش مواد مخدر و ... تامین کردند و روی پای خود نه، بلکه برگرده ملت ایستادهاند و البته از درسخواندن فقط درس قدرت و ثروت را در طول 16 سال خوب فرا گرفتهاند!؟
هاشمی که گویا با آوردن خاتمی به صحنه و امدادهای خارجی، خیلی به بازگشت قدرت امید نبسته است، بیبندوباری تخریبگری را بیش از همه در سمپوزیوم بینالمللیاش به نمایش گذارده تا هرچه بیشتر تکتک این مردم را با ماهیت خود آشنا سازد. از این روی وی از «بدترین نوع مدیریت و استفاده از نعمتهای الهی و ثروتهای کشور» تاسف خورده است.
میگویم، ببخشید آقای هاشمی! مرد اقتصاد ایران! این مدیران چنانکه از ظاهر امر پیداست، مدیریت چپاول در استفاده از نعمت و ثروتهای کشور را برای خود و آقازادههایشان و خویشاوندان و هزار فامیلشان، بلد نیستند، و خدا نکند که آموزگارانی از رؤوس مافیای 16ساله انتخاب کنند تا در برنامههای بلندمدت و کوتاهمدت نحوه این استفاده را بیاموزند.
این تخریبگری هاشمی که عین ولایتمداری اوست! توسط سیمای انحصاری ضرغامی بارها و بارها از اخبار شبکههای مختلف پخش شد، زیرا ضرغامی ناتوانتر از آن است که بفهمد این شمشیر روبسته هاشمی علیه عدالتمحوری دولت نهم بار ديگر بر فرق طيف خود او فرو خواهد آمد.
سخن آخر آن که هاشمی مدام به «منع تقسیم فقر» تصریح میکند و به این ترتیب بغض و کینه خود را نسبت به «عدالت و گفتمان عدالت دولت نهم» ابراز میدارد. میگویم؛ اگر پس از 16سال حاکمیت سازندگی و اصلاحات که تقسیم ثروت در ستیز با عدالت، صورت گرفت و نتیجه آن پرشدن انبان مافیاگران و شکستهشدن کمر تودههای این ملت بود، امروز فقر به جای مانده از آن ثروتاندوزیها، میان همه به طور مساوی تقسیم شود و نبوغ و استعداد ذاتی فرزندان رئیسجمهور احمدینژاد و فرزندان فقرا به یک اندازه در چشیدن طعم فقر ثمر دهد، آيا برای هاشمی جای نگرانی باقی میگذارد؟

افاضات دختران هاشمی رفسنجانی در نشریه «شهروند امروز» شاهدی از غیب بود تا باورهای دینی، نگرش انقلابی و پایبندی به اصول و ارزشهای این خاندان را بار دیگر به وضوح نمایش دهد.
تصویر فائزه (فاحشه) هاشمی بر روی جلد این نشریه، سنت خانوادگی هاشمیها را اعلان داشت که «سن» و «جنسیت» و «موقعیت» نمیشناسد و ... همچنین بازگشت مجدد این زن به عرصه سیاسی، اعلان مواضع قدرتمدارانه پدر است که در سهسال پیش با شکست فاحش از سوی ملت از صحنه خارج گردید، اما این پاسخ ملی برای او عبرتآمیز نشد.
از سوی دیگر گفتههای فاطمه هاشمی، دختر معتدل و به ظاهر غیرسیاسی هاشمی رفسنجانی، «تزسیاسی – ایدئولوژیکی هاشیمیسم» را گشوده تا ملت ایران به ویژه نسلهای حاضر اعتقادات این خاندان را از زبان آنها بشنود و بخواند. این که مرگ «لاهوتیها» با اشاره به نام شهید بزرگوار «لاجوردی» مطرح میگردد، در واقع «گریزی مودبانه به همگرایی با منافقین» است، منافقینی که با «دست اسداللهی» لاجوردی شرشان از سر ملت کوتاه شد.
اما این افاضات «خطدهنده» در ریشهیابی، به شخص «هاشمی» بازمیگردد. هاشمی که در نطق پیش از دستور خود در مجلس، خبر مرگ «لاهوتی» را با گریه اعلان کرد!؟ و طبق معمول همیشگی ذکر مصیبت او را با کنایهها آمیخته نمود همچنین وی در خاطرات سال 60 خود، به این مساله پرداخته و ازقول فائزه عصبانی و گریه کنندهاش سخنان امروز فاطمه را ثبت میکند.
واي بر ملتی که این خاندان با این دیدگاه و مشي و منش خودمحورانه، 30 سال است که بر آنها حکمرانی میکند و آزاد و رها از هر قیدی و بندی به هر راهی که میخواهند میروند و هر اصول و ارزشی را برای خویش به استثنای اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و اسلام ملاک عمل و سخن قرار میدهند.
«محمد هاشمي» برادر هاشمي رفسنجاني در گفتوگو با روزنامه كارگزاران 12/8/1387 گفته است: «بر اساس نظرسنجيهايي كه من از آنها مطلع هستم، خاطرات شيرين مردم از دوران دولت آقاي هاشمي است و از آن شرايط تعريف ميكنند.»
اين جمله محمد هاشمي كه ميل رياستجمهوري كردهاند، البته اگر «برادر بزرگتر» آن ميل را نداشته باشند، چند پرسش را مطرح ميكند.
الف. «مردم» به خصوص «مردمي» كه هاشميها با آنها ارتباط دارند چه كساني هستند؟ آيا آن مردم در زمره ملتي هستند كه شعار «فقر و فساد و تبعيض – احمدينژاد بپا خيز» را سر دادند و با يك «يا حسين ديگر» انتخابات 84 را رقم زدند تا «هاشميسم» در عرصههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي از عرصه قدرت كنار رود؟
ب. آيا اين مردم اكثريت لِه شده زير چرخهاي توسعهاي هستند كه «فربهي» سرمايهداري و تبديل آن به سرمايهخواري را ثمر داد و با هزار فاميل 16 سال قدرت را قبضه كرد؟
ج. آيا اين مردم همان هزار فاميل و وابستههاي آنها هستند كه در ستادهاي خودجوش دوران انتخابات؟! از منابع عظيم و پنهان مالي، حيرتآور خرج كردند، و كارناوال ابتذال راه انداختند، تا هاشمي رفسنجاني را از صندوقها بيرون بيايد؟
د. آيا اين مردم، شبنامهنويسها و روزنامهنويسهايي هستند كه از «زمين و هوا آتش باريدند» چرا كه «احمدينژاد وارد منطقه ممنوعه» شده بود، و در اين آتشباران فرهنگ ديني و شعائر اسلامي را بمباران كردند، تا هاشمي به عرصه قدرت بازگردد؟
هـ. خاطرات شيرين چيست و كدام است؟
گزينه اول: خانوادهسالاري و تركتازي شريعتستيز به سردمداري فائزه هاشمي.
گزينه دوم: حيله سياسي براي بيرون كشيدن خاتمي و اصلاحطلبي برانداز او در انتخابات 76
گزينه سوم: پيدايي مافياي قدرت و ثروت كه در سهسال با انواع حيلههاي امويگونه، دمار از روزگار ملت منتخب احمدينژاد درآورده است.
گزينه چهارم: ترويج فرهنگ هاشميسم در ادبيات سياسي و ديني، تفسير اقتصادي و اجتماعي، تعريف از قدرت مادامالعمر و ...
و. جالب است كه چند ماه مانده به انتخابات بلندگوي فحاشي كارگزاراني با صداي بلندتر «مرعشي» براي چنگ انداختن بر قدرت گذشته آغاز به كار كرده است. اشتباه كردم. اين بلندگوي نظري و هزار ابزار عملي از 27 خرداد 84 يك لحظه از كار!؟ دريغ نداشته است.
در تاكسي، اتوبوس، بانك و مغازه، ميتوان «نظرسنجي» واقعي را ديد كه مردم چه اسمهايي را عوامل مفاسد و مانع مبارزه با مفاسد ميدانند. و اين يعني «خاطرات شيرين مردم» هم از دوران هاشمي، و هم از دوران خاتمي با پشتوانه هاشمي!
بدون آن كه بخواهم مقايسه عيني انجام دهم، تنها براي عبرتگرفتن افرادي كه جز به قدرت نميانديشند، اشاره ميكنم: همسر شاه معدوم سالهاي پيش گفته بود، روزي در فرودگاه نيويورك (پس از سرنگوني سلطنت) دختر مجاهد خلقي را ديدم. او مرا در آْغوش گرفت و گفت: «ما هرگز خاطرات شيرين دوران شما را فراموش نميكنيم.»
قطعا «فرح پهلوي» آْن عضو گروهك تروريست منافقين را كه روزگاري به دنبال «شاه» شدن، هم شعارهاي انقلابي ميدادند، و هم اعمال انقلابي داشتند! مردم ايران ميدانند كه چه خاطرات شيريني را از قبل از انقلاب ثبت كردهاند.
تاكيد ميكنم اين مقايسه فقط براي عبرت قدرتطلباني است كه «مردم» را به هيچ ميگيرند، و با فرهنگ «هاشميسم» فقط آنچه كه خود ميخواهند مينگرند. آيا همواره بايد «هاشمي» رئيسجمهور باشد يا برادر هاشمي؟
فائزه هاشمي نماينده مجلس باشد و يا لطف كنند و خاتمي را به كار بگمارند؟
نكته قابل توجه. فقط تصوير روي جلد «شهروند امروز» را بنگريد. تفسير فرهنگ هاشميسم كه بازگشت به قدرت را خانوادگي دنبال ميكنند، در اذهان زنده ميشود.
برندهي جنگ زرگري …!
سپتامبر 25, 2008 by سهيل كريمي________________________________________
________________________________________
بيانات امام خميني قدس سره الشريف در تاريخ 18 شهريور 1343:
… در شانزده شهريور در تهران، دروازهي دولت يك بساطي يهوديها درست كردند، چهارصد نفر، پانصد نفر يهودي دزد دور هم جمع شدهاند و خلاصه حرفشان اين بوده كه شعاري براي يكي دادهاند، آنوقت نوشتهاند به اينكه «مجد، مال يهود است، يهود برگزيدهي خداست، ما ملتي هستيم كه بايد حكومت بكنيم، نميدانم چه بكنيم، كذا، ما با ديكتاوري مخالفيم، ما با هيتلري مخالفيم، ما كذا، كذا.» اينها نطقهايشان بوده است، آقايان به مرئي و منظر اين دولت ما، اين جمعيت ميآيند آنجا و اين حرفها را ميزنند… عيب است از يك مملكتي اتكاء به يهود، اين حرفي كه ما ميزنيم خيلي حرف بدي است؟! البته تلخ است به ذائقهها، تلخ است به ذائقهي شما لكن بدبختي يك مملكت اسلامي است، بدبختي يك مسلميني است كه اتكاء پيدا بكنند يا ارتباط پيدا بكنند، يا پيمان ببندند با يك دولتي كه الآن دشمن اسلام است و در مقابل اسلام ايستاده است و غصب كرده است فلسطين را.
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 95
پيام امام راحل در فروردين 1352:
ما در عصر حاضر با ضربات سنگين روز افزون وارده بر اسلام و گرفتاريها و نابهسامانيهاي بيش از پيش ملتهاي اسلامي مواجه هستيم. از طرفي قضيهي فلسطين و مسجدالاقصي و آوارهگي مردم بيگناه آن سرزمين و پشتيباني دول بزرگ استعماري از يهود اشغالگر، كه با دوام اين جرثومهي فساد، خطر بزرگي خداي نخواسته براي عموم كشورهاي اسلامي و خصوص دول عربي در پيش است…
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 202
بيانات خميني كبير در تاريخ 18 شهريور 1343:
… من به دول اسلامي ميگويم كه آقا چهرا سر نفت دعوا ميكنيد؟ فلسطين مغضوب است، يهود را بيرون كنيد از فلسطين، اي بيعرضهها. خودشان ريختند به جان هم. فلسطين مغضوب است، شما سر نفت دعوا ميكنيد؟ وقتي سر مال دعوا كرديد، تثبيت شد حكومت اسراييل بر فلسطين، اين حكومت بود؟ اين اعراب بيچاره را كه بيرون ريختند و الآن يك ميليون يا بيشترشان گرسنه و بيچاره خوابيدهاند در بيابانها، بسي بيچاره و آواره شدهاند، آيا دول اسلام نبايد در اين معنا اعتراضي بكنند؟ حرفي بزنند؟ با يك همچنين دولتي كه يك ميليون مسلمان يا بيشتر را بيرون ريخته و آواره كرده، شما ائتلاف ميكنيد؟! اگر ائتلاف نداريد خوب در روزنامه بنويسيد، اگر ائتلافي نداريد بگذاريد اين حرفي كه من ميزنم در يكي از چاپخانهها نوشته بشود و منتشر بشود، اگر نگذاشتيد بدانيد مؤتلفيد، بدانيد ائتلاف داريد با يهود، با اسراييل. عمال اسراييل را ميبينيد كه در اين مملكت چهكارها ميكنند، چه چيزها هست.
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 95
بيانات امام روحالله رحمةالله عليه در تاريخ 23 آبان 1344:
… اگر اين هفتصد ميليون [مسلمان]، دويست ميليونش، چهار صد ميليونش با هم دست بدهند، دست برادري بدهند… توحيد كلمه كنند، ديگر يهود به فلسطين طمع نميكند، ديگر هند به كشمير طمع نميكند… اگر توحيد كلمه بكنيد، يك مشت يهودي دزد در فلسطين است، بيش از يك ميليون از مسلمين را ده سال، بيشتر از ده سال است كه متفرق كردهاند و ممالك اسلامي نشستهاند با هم عزا گرفتهاند، اگر توحيد كلمه باشد چهطور ميتوانند اينها، اين يك مشت يهودي دزد چهطور ميتوانند فلسطين شما را از دست شما بگيرند و مسلمين را از فلسطين بيرون كنند و نتوانيد هيچ كاري بكنيد؟
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 120
پيام حضرت امام خميني سلامالله عليه به ملل و دول اسلامي در تاريخ 18 خرداد 1346:
… كرارا دولتها را به خصوص دولت ايران را از اسراييل و عمال خطرناك آن تحذير نمودم، اين مادهي فساد كه در قلب ممالك اسلامي با پشتيباني دول بزرگ جايگزين شده است و ريشههاي فسادش هر روزي ممالك اسلامي را تهديد ميكند، بايد با همت ممالك اسلامي و ملل بزرگ اسلام ريشه كن شود.
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 139
مصاحبهي امام عظيمالشأن انقلاب با نمايندهي الفتح دربارهي كمك به مجاهدان در مهر 1347:
اكيدا شايسته و بلكه واجب است كه قسمتي از وجوه شرعي مانند زكوات و ساير صدقات [را] به مقدار كافي به اين مجاهدان راه خدا اختصاص داد، به مجاهداني كه در صفوف نبرد و فداكاري به منظور از بين بردن صهيونيسم كافر ضد بشري ميجنگند و براي احيا و اعادهي مجد و شرف اسلامي از دست رفته ميكوشند و براي گرامي داشتن تاريخ شريف اسلامي نبرد ميكنند و بر هر مسلماني كه به خدا و روز جزا ايمان دارد، واجب است كه تمامي قوا و نيروي خود را در اين راه به كار برد و سرانجام به احديالحسنيين شهادت يا پيروزي نائل آيد… بهترين راه [براي قطع ايادي صهيونيسم] اين است كه مردم مسلمان ايران با همهي امكاناتشان بكوشند داد و ستد خود را با صهيونيستهاي داخلي و غير از آنان كه در ايران هستند به طور كلي قطع نموده و از لحاظ روحي و مادي، آنان را مستأصل و بيچاره نمايند و تمام روزنههاي حياتي را بر آنان تنگ سازند…
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 136 و 137
نظر حضرت امام قدس سره الشريف در خصوص دلايل ضعف مسلمين در مقابل صهيونيستها:
… اگر حكومتكنندهگان كشورهاي اسلامي، نمايندهي مردم با ايمان و مجري احكام اسلام ميبودند، اختلافات جزيي را كنار ميگذاشتند، دست از خرابكاري و تفرقهاندازي بر ميداشتند و متحد ميشدند و «يد واحده» ميبودند؛ در آنصورت مشتي يهودي بدبخت كه عمال آمريكا و انگليس و اجانبند نميتوانستند اين كارها را بكنند…
كتاب ولايت فقيه، صفحهي 38
پيام خميني كبير در تاريخ 19 اسفند 1349:
… اگر هفتصد ميليون مسلم، با اين كشورهاي عريض و طويل رشد سياسي داشتند و با هم متحد و متشكل شده و در صف واحد قرار ميگرفتند، براي دولتهاي بزرگ استعمار ممكن نبود كه در ممالك آنها رخنه كنند، تا چه رسد به مشتي يهود كه از عمال استعمارند.
صحيفهي نور، جلد يك، صفحهي 157
بيانات معمار انقلاب در تاريخ 9 آبان 1357:
در فلسطين، يك عدهي محدودي از اين صهيونيستها و يهوديها، ممالك عربي را كه بيش از صد ميليون جمعيت دارد، طوري كرده است كه بعضي از آنها تسليم او شدند و بعضي هم كه تسليم او نشدند، نميتوانند هيچكاري بكنند.
صحيفهي نور، جلد دو، صفحهي 246
مصاحبهي حضرت امام با خبرنگار آمريكايي در تاريخ 10 آذر 1357:ما طرفدار مظلوم هستيم، هر كسي در هر قطبي كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستيم و فلسطينيها مظلوم هستند و اسراييليها به آنها ظلم كردهاند، از اين جهت ما طرفدار آنها هستيم.
صحيفهي نور، جلد سه، صفحهي 275
بيانات تاريخي امام خميني صلوةالله و سلامهعليه در 17 شهريور 1361:
شما ملاحظه كرديد در لبنان يك دولت پوشالي دو ميليوني يعني اسراييل در مقابل يك ميليارد مسلمان ايستاد و حمله كرد و آنقدر جنايت كرد كه در تاريخ كمنظير است و آنوقت ميبينيم كه دولتهاي اسلامي در تلاشند كه آنها را به رسميت بشناسند. ما ميگوييم اسراييل بايد از صفحهي روزگار محو شود و بيتالمقدس مال مسلمين و قبلهي اول مسلمين است.
صحيفهي نور، جلد هفده، صفحهي 14
بيانات حضرت امام خميني رحمةالله عليه در جمع اعضاي جامعهي كليميان ايران در تاريخ 24 ارديبهشت 1358:
… ما ميدانيم كه حساب جامعهي يهود غير حساب جامعهي آنهاست و ما با آنها مخالف هستيم و مخالفتمان براي اين است كه آنها با همهي اديان مخالف هستند، آنها يهودي نيستند، آنها يك مردم سياسي هستند كه به اسم يهودي يك كارهايي را ميكنند و يهوديها هم از آنها متنفر هستند و همهي انسانها از آنها بايد متنفر باشند.
صحيفهي نور، جلد شش، صفحهي 164
بيانات امام راحل در تاريخ 25 مرداد 1358:براي من يك مطلب به شكل معماست و آن اين است كه همهي دول اسلاميه و ملتهاي اسلام ميدانند كه درد چيست، ميدانند كه دستهاي اجانب در بين است كه اينها را متفرق از هم بكند؛ ميبينند كه با اين تفرقهها ضعف و نابودي نصيب آنها ميشود، ميبينند كه يك دولت پوشالي اسراييل در مقابل مسلمين ايستاده كه اگر مسلمين مجتمع بودند، هر كدام يك سطل آب به اسراييل ميريختند او را سيل ميبرد، معذالك در مقابل او زبون هستند.
صحيفهي نور، جلد هشت، صفحهي 235 و 236
و حسن ختام تمام اين مباحث (با وجود تكراري بودن درج آن در پارتيزان) نويد روشن امام حق، حضرت امير المؤمنين علي عليهالسلام در خصوص آيندهي مسلمين و سرانجام يهوديان غاصب فلسطين است.اميرمؤمنان عليهالسلام فرمود: يهود براي تشكيل دولت خود در فلسطين از غرب خواهد آمد.
اطرافيان به ايشان عرضه داشتند: يا اباالحسن! پس عربها در آن موقع كجا خواهند بود؟
ايشان فرمودند: در آن زمان نيروهاي عرب از هم پاشيده و ارتباط آنها از هم گسيخته بوده و متحد و همآهنگ نيستند.
باز از آن حضرت سؤال شد: آيا اين بلا و گرفتاري طولاني خواهد بود؟
فرمود: نه، تا زماني كه عربها زمام امور خودشان را از نفوذ ديگران رها ساخته و تصميمات جدي آنان دوباره تجديد شود. آنگاه سرزمين فلسطين به دست آنها فتح خواهد شد و اعراب پيروز و متحد خواهند گرديد و نيروهاي كمكي از طريق سرزمين عراق به آنان خواهند رسيد كه بر روي پرچمهايشان نوشته شده «القوة». و اعراب و اسلام همهگي مشتركا براي نجات فلسطين قيام خواهند كرد (و با يهوديان خواهند جنگيد) و چه جنگ بسيار سختي كه در وقت مقابلهي با يكديگر در بخش عظيمي از دريا روي خواهد داد كه در اثر آن مردمان در خون شناور شده و افراد مجروح بر روي اجساد كشتهها عبور كنند.
آنگاه حضرت فرمود: و عربها سه بار با يهود ميجنگند و در مرحلهي چهارم كه خداوند، ثبات قدم و ايمان و صداقت آنها را دانست هماي پيروزي بر سرشان سايه ميافكند.
سپس فرمود: به خداي بزرگ سوگند كه يهوديان مانند گوسفند كشته ميشوند تا جايي كه حتا يك نفر يهودي هم در فلسطين باقي نخواهد ماند.
كتاب عقائدالاماميه زنجاني، جلد يك، صفحهي 270
(به نقل از كتاب زمينهسازان انقلاب جهاني حضرت مهدي عليهالسلام، صفحهي 479)
وارثان ميراثخوار و هولوكاست ما ايرانيان/ 2
آگوست 10, 2008 by سهيل كريمي
بخش دوم
با محوريت يافتن مقولهي عدالت در تحركات دانشجويي و حمايتهاي هميشهگي و آشكار رهبري نظام از اين رويه، و همچنين مطالبات به حق مردمي كه سالها محروميت و جنگ و محدوديتهاي اقتصادي آن را تجربه كرده (و انصافا هم به لقمهاي نان بسنده كرده بودند) و دم برنياوردند، نقادي و افشاگري عليه وارثان ميراثخوار انقلاب و نوكيسههاي غنيمتجوي و منفعت طلب، مَنشي نوين و بيتعارف يافت. اين افشاگريها ابتدا با حضور مردم كوچه و خيابان و مجاهدان سالهاي پرالتهاب انقلاب و جنگ و دانشجويان نسلهاي پس از جنگ در سالهاي ابتدايي دههي هفتاد (كه تشكيلات خودجوش انصارحزبالله را تشكيل ميدادند) در قالب راهپيماييهاي معترضانه نسبت به عملكرد نادرست اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي دولت به اصطلاح سازندهگي هاشمي رفسنجاني رخ نمود. اعتراضاتي كه خيل روشنگريهاي مردمي_دانشجويي را در متن خود داشت (هر چند كه متأسفانه با در هم آميختهگيهاي نفسانيات مجريان آن برنامهها، اين برنامهها از مسير خود خارج شد) و بازتاب آن به گونههاي مختلف در جريانات سياسي و مديريتي كشور تاثيرگذار بود.
با تحرك اينگونهي نسل پديدآورندهي انقلاب و به پيشبرندهي جنگ و نسل پس از آن، جنبش عدالتطلبي به شكلي آرام در بطن جامعه پديدار گشت و به موازات آن، مخاطبين اعتراضات اين جنبش هم شروع به نشان دادن واكنش كردند كه نمونههايي از آن را در بخش نخست اين مبحث آورديم. با اوج گرفتن اين كنش و واكنشهاي متقابل، سره از ناسره بازشناسانده شده و حد و مرزهاي انقلابيگري و عافيتطلبي نيز مشخص گرديد. ديگر كسي در شناخت خط و مشي آرمانخواهي و يا تجديدنظرطلبي افراد و گروهها سر در گم نبوده و با كمي رجوع به اصول، اين خطوط قابل شناسايي بود. پس در اين مرحله آن مقدار مصلحت انديشي پيش گرفته شده توسط دلسوزان آيندهي انقلاب اسلامي نيز كنار گذاشته شده و روشنگريها بيمهاباتر از قبل تيغ تيز خود را بر صورت كريه و قلب سياه رياكاري توأم با منفعتطلبي انقلابيون تجديدنظرطلب فرو برد.
كمكم طرف مقابل عدالتطلبي متوجه شد كه چنانچه دست روي دست گذاشته و تنها به چند شكايت آبكي بسنده كند، ديگر برايش نه از ماه نشان خواهد ماند و نه از ماهنشان. پس پروژهي حذف افراد اين جنبش از گردونهي فعاليتهاي انقلابي و جريان سازي مردمي را در دستور كار خود قرار داد. لذا برخورد با آنانيكه اصرار بر اجراي سفارشات امام راحل و منويات رهبر معظم داشتند، قانون نانوشتهاي شد كه لايههاي فاسد قوهي قضاييه هم عملهي اجراي اين قانون شدند. از اين مقطع به بعد هر آنكس كه به خود جرأت داده و كوچكترين اشارهاي به خوردن و بردن فلان خانهواده و بهمان فاميل ميكرد، گرفتار هزار توي اقدامات قضايي همان نظامي ميشد كه خود و يا گذشتهگانش پديدآورندهي آن بودند. و همانطور كه پيش از اين هم گفته شد نمونههاي بسياري از نيروهاي انقلابي كشورمان در همين راستا قرباني اين پروژه شدند كه آخرين نمونههاي آن ماجراي دستگيري عبدالله شهبازي، غائلهي عباس پاليزدار، جريان بازداشت شدن حجةالاسلام عليرضا جهانشاهي، شكايت جاسبي از عباس سليمي نمين، افشا شدن ظلم روا داشته شده به خانوادهي هادوي در جريان واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد و … بود.
در اين بين از ديگر ابزاري كه وارثان ميراثخوار و نوكيسهگان تازه به دوران رسيده در تحركات اخير خود براي پيشبرد پروژهشان سود جستهاند، استفاده از غيرت ديني و شور انقلابي قشري سادهانديش از جماعت حزباللهي است كه با بر پا شدن غائلههاي پيشآمده، دست و پايشان را گم ميكنند و در گرماگرم افشا شدن خوردنها و بردنها، غضنفروار به دروازهي خودي گل ميزنند. و اين همان شگردي است كه ميراثخوارن با هاي و هوي كردن و بگيريد بگيريدشان، در حركتي ماهرانه صورت مسأله را پاك كرده و دلسوزان سادهدل را درگير موضوعات نامربوط و جزيي ميكنند. كه از اين نمونه است، پس لرزههاي غائلهي پاليزدار و كي بود، كي بود؟ من نبودمهاي گربه سياههاي عرصهي اقتصادي و اجتماعي و …! در اين ماجرا كه ثروتاندوزي و كلاه شرعي گذاشتنهاي انقلابيون كهنهكار! براي چندمينبار و اينبار دستمايهي افشاگري و گروكشي پاليزدار شده بود، تنها چيزي كه از نظرها مغفول ماند، همان ثروتاندوزيها و غارتها و رانتخواريهاي مستند علما و زعماي نظام اسلاميمان بود كه مغفول ماند. پاليزدار در اين ماجرا حداقل اسم سي يا چهل نفر را با مصاديق روشن بيان كرد و گيريم خودش هم جزيي از اين مافيا و باندي بود كه سر سهمخواهي بيشتر، مجبور به اين اقدام شده بود، ولي پاليزدار تنها يك نفر از اين جمع بود و آن دهها نفر ديگر چهطور شدند خدا ميداند!
در خصوص انتقادات استاد شهبازي هم دقيقا ماجرا به همين شيوه رقم خورد. از سال گذشته كه مبحث درج اسامي برخي عالمزادهگان و سرد و گرم كشيدهگان جنگ در آخرين كتاب تأليف شدهي شهبازي بر سرزبانها افتاده بود، حتا جريدهاي چون كيهان با درج اين خبر در ستون ويژههاي خود، اقدام به حمايت آگاهانه از اقدام اين محقق با سابقه كرد و در موعد داغ شدن بحث اين بر ملا شدنها، ناگهان شخصيت بيثباتي چون روحالله حسينيان، علم جنگ بهايي بودن و نبودن خود را بلند كرد و باز هم چون گذشته، قشر ساده لوح نيروهاي حزباللهي با بهانه قرار دادن آنچه كه وجود خارجي نداشت (اتهام بهايي بودن اجداد حسينيان كه مصدر آن را شهبازي ميدانستند) شروع كردند به ويران كردن شخصيت شهبازي كه تودهاي است و خود زمينخوار است و فئودالزاده است و چه و چه و چه. و آتش اين حرفها و حديثها هم طبق معمول از گور همين جماعت قشرينگر و سادهلوح بلند ميشد. و اين ماجرا بهقدري پررنگ شد كه كيهان هم شمشير حمايت از عدالت خود را در نيام فرو برد و سايت كذا نيوز و خبرگزاري بسارنا كه يد طولايي در دفاع از احمدينژاد هم دارند به جهت حمايت از شخصيت انقلابي حسينيان، به مرض خفقان دچار شدند و شخصيتهاي پر ادعا هم به همچنين! (و اين همان حسينياني است كه منتخبين احمدينژاد براي پستهاي وزارتي را همتراز وزراي طاغوت ميداند)
و اين بازي در ماجراي بازداشت طلبهي عدالتخواه، عليرضا جهانشاهي هم نمودي ديگر داشت. در مملكتي كه متظاهرين به روحانيتش خود را مجاز به انجام هر عملي دانسته و شنيعترين اعمال را با پوشش اجراي امور ديني و رسيدهگي به مشكلات مسلمين ميدانند و هر منكري را با اين بهانه و در لباس پيامبر انجام ميدهند، ناگهان طلبهاي كه به قصد جلب توجه قرار دادن منكرات صورت گرفته در شهر خود و عدالت پايمال شده در سرزمين خود، پاي پياده از سيرجان به سمت تهران حركت ميكند، در بين راه به جرم زير سؤال بردن لباس روحانيت و خارج از شأن اين لباس حركت كردن، با دستور دادگاه ويژهي روحانيت و در اصل با تحركات همان ميراثخواران، بازداشت ميشود و …
عليايحال، اين ماجراها به اين سرانجامها ختم نخواهد شد و در عين حالي كه جماعت عدالتطلب نيز تا برافراشتن يگانه پرچم عدالتخواهي، دست از تلاش نخواهند كشيد. غربيها هم در ماجراي هولوكاست هر چهقدر كه تلاش به وارونه بودن موضوع و انكار دروغهاي به هم بافته شده ميكنند، پرتو نوراني بيشتري از خورشيد حقيقت، مردم را از پشت ابرهاي انكار و نفاق و ريا گرم كرده و همهگان، نادرست بودن مدعيات صهيونيستها را بهتر از قبل درك ميكنند. ناخواسته اذناب همين صهيونيستها هم در داخل كشور و در آيندهاي نزديك به جعلي بودن هولوكاست انقلابيتشان اقرار كرده و بيتالمال سوزي مردم مظلوم اين سرزمين روزي به پايان خواهد رسيد.
انشاءالله.
ولادت با سعادت حضرت زهرا سلام الله علیها
و روز مادر
را به محضر امام زمان (عج) و به همه شیعیان جهان
تبریک و تهنیت عرض مینمایم
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
خداوند از خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین وبه سبب خشنودی او خشنود می شود.
فاطمه پاره ی تن من است هرکس اورا بیازاراد مرا آزرده است و آن کس که با او دوستی ورزد با من دوستی ورزیده است.
.....................................................
حضرت امام خمینی (ره) درباره ی شخصیت والای حضرت زهرا سلام الله علیها می فرماید :
فاطمه ی زهرا سلام الله علیها موجودی ملکوتی است که در عالم انسانی ظاهر شده و موجودی الهی و جبروتی است که در صورت یک زن ظاهر شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، غلامحسين محسنياژهاي امشب در گفتگو با خبرنگاران، افزود: فرد اصلي كه در بمبگذاري مباشرت مستقيم داشت عصر امروز در حالي كه قصد خروج از كشور را داشت شناسايي و دستگير شد و در هنگام دستگيري نيز مسلح بود. |
ملت بزرگ ایران درود خدا برشما
درود به این عزم و اراده
درود به این همه بزرگی
پیام تشکر از ملت غيور ايران اسلامي به مناسبت حضور در انتخابات هشتمين دوره مجلس
جمهوری اسلامی ایران در یک نگاه
![]()
مصاحبهى خبرنگار صدا و سيما با رهبر معظم انقلاب اسلامى پس از اخذ رأى
بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار اقشار مختلف مردم
کمک به نیازمندان همزمان با هفته احسان و نیکوکاری
پیام رهبر معظم انقلاب خطاب به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی
مراسم عزاداري هزاران نفر از دانشجويان با حضور رهبر انقلاب


پيام تبريك رئيسجمهور به رهبر معظم انقلاب و ملت ايران به مناسبت حضور در انتخابات
جزئيات شكست توطئه ربودن احمدی نژاد در سفر عراق
رییس جمهور سوال از فلسفه وجودی رژیم صهیونیستی را نقطه ضعف دشمنان ملت ایران دانست و گفت: شناسایی و بیان این نقطه ضعف آرایش سیاسی و اجماع دشمنان در مساله هسته ای کشورمان به هم ریخت.
دكتر احمدينژاد در جمع صميمي مردم بشاگرد
رييس جمهور در جمع پرشور مردم بندرعباس
افتتاح چند طرح توسعه اي در بندر شهيد رجايي با حضور رييس جمهور
رئيسجمهور: جشن هستهاي 20 فروردين برگزار ميشود
رييس جمهور در اجلاسيه مجلس خبرگان
پرونده هاي مفاسد اقتصادي كميسيون اصل 90 در دستور كار جلسه سران قوا
تشريح جزئيات طرح بزرگ تحول اقتصادي
به گزارش پایگاه تحلیلی خبری المذهب به نقل از سایت مرکز جهانی اطلاع رسانی آل البیت ، مقاله به عنوان معجزه های ریاضی وعددی در قرآن به همت سید محمد رضا بحری نوشته شده
خداوند متعال در سوره بقره آیه ی 22 می فرماید : «اگر از آنچه که بر بنده خودمان فرو فرستاده ایم در تعجب و تردید می باشید . پس (حداقل) یک سوره مشابه آن بیاورید و در این کار از هر که خواهید کمک بگیرد . و در آیه بعد از آن می فرماید : «اگر نتوانستید که هرگز هم نخواهید توانست از آتشی بترسید که برای کافران آماده شده است» .
اصولاً قرآن به حدی شیوا و روان است که هر کس حتی کمترین آشنایی با زبان عربی داشته باشد با خواندن یا شنیدن قرآن ناخودآگاه در می یابد که هیچ فرد سخنوری نمی تواند چنین بیانی داشته باشد و کلام و سخن هیچ انسانی نمی تواند باشد .
معجزه قرآن فقط به معارف عمیق عقلی و اجتماعی ، علوم غیبی و معانی شگفت انگیز و شیوایی و روانی کلام محدود نمی شود و هر روز ابعاد تازه ای از شگفتیهای قرآن کشف می شود .
اکنون 20 مورد برای نمونه از اعجازهای عددی و ریاضی قرآن که با استفاده از کامپیوتر تاکنون مشخص شده در زیر می آوریم :
به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
پرتاب اولین کاوشگر در ایران با حضور احمدی نژاد
عصر ظهور يا مدينه فاضله موعود در اسلام
آماری عجیب در مورد انسان ها
به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب

متن پيام به اين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
برادر عزيز جناب حجتالاسلام آقاي سيدحسن نصرالله
شهادت برادر مجاهد مخلص و فداكار آقاي حاج عماد مغنيه براي خود او كه سراپا عشق و شور جهاد في سبيل الله بود، فوزي عظيم و سرانجامي سعادتبار است و براي ملت لبنان كه چنين مردان بزرگي را پرورده و به عرصهي آزاديخواهي و مبارزه با ستم ، تقديم كرده ، مايه سرافرازي و سربلندي است.
فقدان اين مرد آزادهي فداكار و برجسته، اگر چه براي همهي انسانهاي شريف و همهي آنان كه او را ميشناختند به ويژه براي والدين ، همسر و فرزندان عزيز و ديگر كسان و يارانش دردناك است، ولي زندگي و مرگ انسانهايي مانند او، حماسهاي است كه ملتها را بيدار ميكند و به جوانان الگو ميدهد و افقهاي روشن و راه رسيدن به آن را براي همه ترسيم مينمايد.
صهيونيستهاي خونخوار و جنايكار بدانند كه خون مطهر شهيداني همچون عماد مغنيه صدها عماد مغنيه ميآفريند و مقاومت در برابر ظلم و فساد و طغيان را دو چندان ميكند. مرداني چون اين شهيد بزرگوار زندگي و آسايش و بهره منديهاي مادي خود را در راه دفاع از مظلوم ، مبارزه با ظلم و استكبار فدا كردند . و اين ارزش والايي است كه همهي وجدانهاي انساني در برابر آن سر تعظيم فرود ميآورند. رضوان خدا بر او و بر همهي مجاهدان راه حق باد.
من اين شهادت بزرگ را به شخص شما و به خانوادهي گراميش و به جوانان سرافراز حزب الله و مقاومت و به همهي ملت لبنان تبريك و تسليت ميگويم.
والسلام عليه و عليكم و رحمه الله سيد علي خامنهاي
پيامبر اعظم (ص)
(( لتملان الارض جورا و ظلما فاذا ملئت يبعث الله رجلا مني اسمه اسمي و اسم ابيه اسم ابي فيملوها عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما ))
زمين از ستم پر مي شود و چون چنين شود خدا مردي { امام زمان (عج) } را بر مي انگيزد که نامش نام من است ونام پدرش نام پدر من است تا زمين را از داد و انصاف پر کند:چونان که از بي داد و ستم پر شده است.
(نهج الفصاحه ح???? )
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها
| الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها | که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها | |
| به بوي نافهاي کاخر صبا زان طره بگشايد | ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دلها | |
| مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم | جرس فرياد ميدارد که بربنديد محملها | |
| به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد | که سالک بيخبر نبود ز راه و رسم منزلها | |
| شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل | کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها | |
| همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر | نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفلها | |
| حضوري گر هميخواهي از او غايب مشو حافظ | متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها |
امام رضا (ع) فرمودند:
مَن رَضِيَ بِالقَليلِ مِنَ الرِّزقِ قُبِلَ مِنهُ اليَسيرُ مِنَ العَمَلِ
هر كس به اندكْ روزى خرسند است ، اندك كردارى از او پذيرفته شود
الكافى ، ج 2، ص 138
براي بزرگتر ديدن عکس روي آن کليک کنيد

براي ديدن احاديث روي ادامه مطلب کليک کنيد
ادامه مطلب
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
برای دیدن اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب
| زمين كربلا |
| نگارش یافته توسط ر - يوسفى | |
|
سخاوت امام حسین
از وجود و سخاي آن حضرت روايت شده كه مرد عربي به مدينه آمد و پرسيد كه كريمترين مردم كيست؟ گفتند حسين بن علي عليه السلام، پس به جستجوي آن حضرت شد تا داخل مسجد شد ديد كه آن حضرت در نماز ايستاده پس شعري چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه اي قنبر آيا از مال حجاز چيزي به جاي مانده است؟ عرض كرد بلي چهار هزار دينار فرمود حاضر كن كه مردي كه احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و رداي خود را كه از برد بود از تن بيرون كرد و آن دنانير را در برد پيچيد و پشت در ايستاد و از شرم روي اعرابي از قلت زر از شكاف در دست خود را بيرون كرد و آن زرها را به اعرابي عطا فرمود و شعري چند در عذرخواهي از اعرابي خواند اعرابي آن زرها را بگرفت و سخت بگريست، حضرت فرمود اي اعرابي گويا كم شمردي عطاي ما را كه ميگريي، عرض كرد بر اين ميگريم كه دست با اين وجود و سخا چگونه در ميان خاك خواهد شد. و مثل اين حكايت را از حضرت اما حسين عليه السلام نيز روايت كردهاند. مؤلف گويد كه: بسياري از فضائل است كه گاهي از امام حسن عليه السلام روايت ميشود و گاهي از امام حسين عليه السلام و اين ناشي از شباهت آن دو بزرگوار است در نام كه اگر ضبط نشود تصحيف و اشتباه ميشود. http://www.deldadegan.blogfa.com/
برای دیدن به ادامه مطلب مراجعه کنید |
ادامه مطلب














