افاضات دختران هاشمی رفسنجانی در نشریه «شهروند امروز» شاهدی از غیب بود تا باورهای دینی، نگرش انقلابی و پایبندی به اصول و ارزشهای این خاندان را بار دیگر به وضوح نمایش دهد.
تصویر فائزه (فاحشه) هاشمی بر روی جلد این نشریه، سنت خانوادگی هاشمیها را اعلان داشت که «سن» و «جنسیت» و «موقعیت» نمیشناسد و ... همچنین بازگشت مجدد این زن به عرصه سیاسی، اعلان مواضع قدرتمدارانه پدر است که در سهسال پیش با شکست فاحش از سوی ملت از صحنه خارج گردید، اما این پاسخ ملی برای او عبرتآمیز نشد.
از سوی دیگر گفتههای فاطمه هاشمی، دختر معتدل و به ظاهر غیرسیاسی هاشمی رفسنجانی، «تزسیاسی – ایدئولوژیکی هاشیمیسم» را گشوده تا ملت ایران به ویژه نسلهای حاضر اعتقادات این خاندان را از زبان آنها بشنود و بخواند. این که مرگ «لاهوتیها» با اشاره به نام شهید بزرگوار «لاجوردی» مطرح میگردد، در واقع «گریزی مودبانه به همگرایی با منافقین» است، منافقینی که با «دست اسداللهی» لاجوردی شرشان از سر ملت کوتاه شد.
اما این افاضات «خطدهنده» در ریشهیابی، به شخص «هاشمی» بازمیگردد. هاشمی که در نطق پیش از دستور خود در مجلس، خبر مرگ «لاهوتی» را با گریه اعلان کرد!؟ و طبق معمول همیشگی ذکر مصیبت او را با کنایهها آمیخته نمود همچنین وی در خاطرات سال 60 خود، به این مساله پرداخته و ازقول فائزه عصبانی و گریه کنندهاش سخنان امروز فاطمه را ثبت میکند.
واي بر ملتی که این خاندان با این دیدگاه و مشي و منش خودمحورانه، 30 سال است که بر آنها حکمرانی میکند و آزاد و رها از هر قیدی و بندی به هر راهی که میخواهند میروند و هر اصول و ارزشی را برای خویش به استثنای اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و اسلام ملاک عمل و سخن قرار میدهند.
«محمد هاشمي» برادر هاشمي رفسنجاني در گفتوگو با روزنامه كارگزاران 12/8/1387 گفته است: «بر اساس نظرسنجيهايي كه من از آنها مطلع هستم، خاطرات شيرين مردم از دوران دولت آقاي هاشمي است و از آن شرايط تعريف ميكنند.»
اين جمله محمد هاشمي كه ميل رياستجمهوري كردهاند، البته اگر «برادر بزرگتر» آن ميل را نداشته باشند، چند پرسش را مطرح ميكند.
الف. «مردم» به خصوص «مردمي» كه هاشميها با آنها ارتباط دارند چه كساني هستند؟ آيا آن مردم در زمره ملتي هستند كه شعار «فقر و فساد و تبعيض – احمدينژاد بپا خيز» را سر دادند و با يك «يا حسين ديگر» انتخابات 84 را رقم زدند تا «هاشميسم» در عرصههاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي از عرصه قدرت كنار رود؟
ب. آيا اين مردم اكثريت لِه شده زير چرخهاي توسعهاي هستند كه «فربهي» سرمايهداري و تبديل آن به سرمايهخواري را ثمر داد و با هزار فاميل 16 سال قدرت را قبضه كرد؟
ج. آيا اين مردم همان هزار فاميل و وابستههاي آنها هستند كه در ستادهاي خودجوش دوران انتخابات؟! از منابع عظيم و پنهان مالي، حيرتآور خرج كردند، و كارناوال ابتذال راه انداختند، تا هاشمي رفسنجاني را از صندوقها بيرون بيايد؟
د. آيا اين مردم، شبنامهنويسها و روزنامهنويسهايي هستند كه از «زمين و هوا آتش باريدند» چرا كه «احمدينژاد وارد منطقه ممنوعه» شده بود، و در اين آتشباران فرهنگ ديني و شعائر اسلامي را بمباران كردند، تا هاشمي به عرصه قدرت بازگردد؟
هـ. خاطرات شيرين چيست و كدام است؟
گزينه اول: خانوادهسالاري و تركتازي شريعتستيز به سردمداري فائزه هاشمي.
گزينه دوم: حيله سياسي براي بيرون كشيدن خاتمي و اصلاحطلبي برانداز او در انتخابات 76
گزينه سوم: پيدايي مافياي قدرت و ثروت كه در سهسال با انواع حيلههاي امويگونه، دمار از روزگار ملت منتخب احمدينژاد درآورده است.
گزينه چهارم: ترويج فرهنگ هاشميسم در ادبيات سياسي و ديني، تفسير اقتصادي و اجتماعي، تعريف از قدرت مادامالعمر و ...
و. جالب است كه چند ماه مانده به انتخابات بلندگوي فحاشي كارگزاراني با صداي بلندتر «مرعشي» براي چنگ انداختن بر قدرت گذشته آغاز به كار كرده است. اشتباه كردم. اين بلندگوي نظري و هزار ابزار عملي از 27 خرداد 84 يك لحظه از كار!؟ دريغ نداشته است.
در تاكسي، اتوبوس، بانك و مغازه، ميتوان «نظرسنجي» واقعي را ديد كه مردم چه اسمهايي را عوامل مفاسد و مانع مبارزه با مفاسد ميدانند. و اين يعني «خاطرات شيرين مردم» هم از دوران هاشمي، و هم از دوران خاتمي با پشتوانه هاشمي!
بدون آن كه بخواهم مقايسه عيني انجام دهم، تنها براي عبرتگرفتن افرادي كه جز به قدرت نميانديشند، اشاره ميكنم: همسر شاه معدوم سالهاي پيش گفته بود، روزي در فرودگاه نيويورك (پس از سرنگوني سلطنت) دختر مجاهد خلقي را ديدم. او مرا در آْغوش گرفت و گفت: «ما هرگز خاطرات شيرين دوران شما را فراموش نميكنيم.»
قطعا «فرح پهلوي» آْن عضو گروهك تروريست منافقين را كه روزگاري به دنبال «شاه» شدن، هم شعارهاي انقلابي ميدادند، و هم اعمال انقلابي داشتند! مردم ايران ميدانند كه چه خاطرات شيريني را از قبل از انقلاب ثبت كردهاند.
تاكيد ميكنم اين مقايسه فقط براي عبرت قدرتطلباني است كه «مردم» را به هيچ ميگيرند، و با فرهنگ «هاشميسم» فقط آنچه كه خود ميخواهند مينگرند. آيا همواره بايد «هاشمي» رئيسجمهور باشد يا برادر هاشمي؟
فائزه هاشمي نماينده مجلس باشد و يا لطف كنند و خاتمي را به كار بگمارند؟
نكته قابل توجه. فقط تصوير روي جلد «شهروند امروز» را بنگريد. تفسير فرهنگ هاشميسم كه بازگشت به قدرت را خانوادگي دنبال ميكنند، در اذهان زنده ميشود.

