تبليغاتX
یا حسین - غزه در خون، هاشمي كجاست؟
غزه در خون، هاشمي كجاست؟ چهارشنبه 1387/11/02 5:51 بعد از ظهر
امام خمینی (ره) از ولادت تا رحلت


 سایت فاطمه رجبی

خرافه يا انحراف كدام‌يك ممنوع؟

پالايش فاطمه رجبي - روي اين نگاشته با «مجريان» و «مروجاني» است كه در برابر همه «انحرافات اخلاقي»، «فساد و بي‌بندوباري»، «اعتياد و فحشا» و حتي وجود فرقه‌هاي شيطان‌پرست و ...، تنها هم و غم‌شان «مبارزه با خرافه» در هيأت‌هاي مذهبي است؟!!

مذهب از خرافه، بديهي‌ترين الزام است كه «روحانيت اصيل»‌ و معتقد به اهل‌بيت عليهم‌السلام وظيفه آن را بر عهده دارند. اما بلواسازي سياسي و سكولاري در جهت تضعيف، كاهش و به تدريج حذف سوگواري اباعبدالله الحسين عليه‌السلام، حاصل توسعه و سازندگي و اصلاحات براندازانه است. دستور مقام معظم رهبري پيرامون ممنوعيت يكي از امور مربوط به عزاداري‌هاي عاشورا هرگز به معناي عملكرد و خواسته سكولاريزم ديني! نيست، و با آن نسبتي ندارد.

اين كه هر سال مسايلي از سنت عزاداري شيعيان را گروهي و يا فردي مطرح كند و پيرامون آن به قلع و قمع و يا ضرب و شتم و دستگيري و بازداشت عزاداران بپردازند، با مشي حسيني عليه‌السلام و عقايد شيعي هيچ همخواني ندارد، بلكه در ستيز آشكار با آن است.

پيشتر گفته‌ام، در دوران هاشمي رفسنجاني، نيروي انتظامي با سلاح و كلاه و ... در مقابل يكي از هيأت‌هاي مذهبي تهران صف‌آرايي كرد. آن هم در ظهر عاشورا، در حالي كه صبح اين روزِ ماتم زمين و آسمان، گروهي از عزاداران را به منظور پيشگيري بازداشت كرده بودند. در سه سال اخير و با گفته‌هاي هاشمي رفسنجاني، ملاحظه شد كه اين تهاجم و يورش فرهنگي! و اين دغدغه و دل‌نگراني براي «وجود خرافه در هيأت‌هاي حسيني عليه‌السلام» در قاموس او بر چه پايه‌اي استوار است.

27 خرداد و سپس سوم تيرماه 84، خيزش مردمي بود كه اراده الهي را در حاكميت مجدد گفتمان اسلام ناب، پس از 16 سال بيداد و تباهي ثمر داد. بر هاشمي رفسنجاني، محمد خاتمي، و ديگر چهره‌ها و تئوري‌پردازان توسعه و اصلاحات ثابت شد كه؛ «هيات‌هاي مذهبي عامل مهم پاسداري از شعائر و اصول عاشورايي در دوران 16 ساله بوده‌اند.» هم‌چنين جوانان و نوجوانان اين مملكت در پناه همين هيأت‌ها از تندباد و بيداد سكولاريزم 16 ساله جان سالم به در برده‌اند. بنابراين:

اگر «مساجد» سنگر مهم در انقلاب اسلامي بودند – كه بودند – و اگر اين سنگرهاي عظيم عامل مهم و اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي گرديدند – كه گرديدند – «هيات‌هاي مذهبي» در اخراج اصلاح‌طلبي دين‌ستيز و مافياي ثروت از عرصه قدرت، و نجات كشور امام زمان عجل‌الله تعالي فرجه‌الشريف از چنگال آنها نقش اساسي داشتند.

از اين روي به محض روي كار آمدن دولت نهم تا كنون، تكاپوي بسياري انجام مي‌گيرد تا مداح‌هاي مشهور و تأثيرگذار در ميان جوانان تخريب شوند. عَلَم و كُتَل، سينه‌زني و زنجيرزني و ... يك به يك به عنوان خرافه‌گرايي مورد هجوم قرار گيرد و اين جداي از يورش به باورهاي منجي‌گرايانه تحت عنوان «خرافه» است.

بديهي است كه فتاواي مراجع تقليد نيز براي همگان محترم و قابل اجرا است. روي اين نگاشته با «مجريان» و «مروجاني» است كه در برابر همه «انحرافات اخلاقي»، «فساد و بي‌بندوباري»، «اعتياد و فحشا» و حتي وجود فرقه‌هاي شيطان‌پرست و ...، تنها هم و غم‌شان «مبارزه با خرافه» در هيأت‌هاي مذهبي است؟!!

توجه شود سخنگوي قوه قضائيه در حالي كه از دستگيري ده‌ها نفر در عزاداري عاشوراي حسيني در يكي از شهرها خبر مي‌دهد، و آن را به عنوان «هنر»ي مطرح مي‌كند كه از خرافه در عزاداري‌ها پيشگيري مي‌نمايد، وجود چهارصد گروه شيطان‌پرست در كشور را تصريح كرده و از تدوين لايحه‌اي خبر مي‌دهد كه براي برخورد با اين تهديد انحرافي از ماه‌ها قبل در حال انجام است!

شگفتا! چنين فساد و تباهي عقيده و عمل كه نابودي نسل سوم را ثمر مي‌دهد، نيازمند قانوني است كه از ماه‌ها قبل در حال تدوين است و شايد سال‌هاي بعد هم تصويب شود و چه زماني اجرا...! اما برخورد با عزاداران حسيني عليه‌السلام كه هر چند بنا به سنت‌هاي قديمي و حتي با احتمال تحريك، سوگواري‌هاي عاشقانه برپا مي‌كنند، بدون قانون، ضرب‌الاجلي و با افتخار اعلام مي‌شود، انجام مي‌پذيرد.

اگر اين تب و تاب مذهبي از سوي نوگرايان اسلامي يا همان اصلاح‌طلبان سكولار به صورت «تئوري و عمل»، «قانون و اجرا»‌ آن هم هر سال در ايام محرم و به ويژه دهه عاشورا با افزايش موارد و مصداق ادامه يابد، معلوم نيست در كشور امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف،  بر حسين و عاشوراي آن چگونه بايد عزاداري شود؟! آيا به سبك «اختلاط زن و مرد و كف و سوت خاتمي»؟! يا مجالس سياسي و تفاسير مادي و جناح‌گرايانه هاشمي و خاتمي هر دو؟!

آيا نبايد انتظار داشت «مداح‌هاي آگاه و بيدار و متعهد، و عاشورائيان حقيقي و حماسه‌ساز، در خفا و بي‌صدا و بدون تظاهر، به عزاي حسين عليه‌السلام بنشينند، تا روشن گردد «مذهب بدون خرافه» در ايران رواج دارد؟

از آن سوي شيطان‌پرست‌هاي سياسي و اخلاقي و علمي و فرهنگي از 400 فرقه به 4000 فرقه و بيشتر گسترش يابد تا شايد راهكارهاي برخورد با آنها قانونمند بررسي شود.

اجر مجريان با حسين عليه‌السلام و زينب سلام الله عليها ان‌شاء الله.


غزه در خون، هاشمي كجاست؟

فاطمه رجبي - اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغ‌هاي فدك، افتخاري بود كه وي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگ‌تر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، ... و اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟

1. غزه در خون است و يهود ددمنش به كشتار امت اسلام مشغول. اين يك نسل‌كشي تمام عيار است كه گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي در پي يافتن جايي در آن تلاش دارد. فجايع غزه ترجمان حقيقي تمدن غرب است. همان تمدن، پيشرفت و ترقي، علم و فناوري، دموكراسي و حقوق بشر و همه چيزهايي كه محمد خاتمي براي گرفتن يك مدرك دروغين از آن به تعظيم در برابر كفر افتخار مي‌كند. گفته وزير خارجه جنايتكار اسرائيل كه فجايع غزه را نماد آزادي‌خواهي اسرائيل وصف مي‌كند، پيام تمدني غرب و آزادي و مبارزه با افراطي‌گري يا همان مسلماني مورد تاييد و اجراي اصلاح‌طلبان را به جهان اعلام مي‌كند.

2. غزه چه وقت رهايي خواهد يافت؟ آنگاه كه هلوكاست افشا شود و يا در صورت اجبار پذيرش جنايت تمدني غرب در ايجاد اسرائيل با هلوكاست دروغين، اين دولت حيوان‌صفت يهود، در گوشه‌اي از امريكا يا اروپا تاسيس گردد. و شر اين غده سرطاني از سر اسلام و مسلمين كوتاه! به طور خلاصه طرح احمدي‌نژاد پيرامون اسرائيل و هلوكاست دروغين و جنايتكارانه به اجرا درآيد.

3. غزه در خون است. هاشمي رفسنجاني كجاست؟ مي‌دانم مسايل انتخابات دهم و شكست احمدي‌نژاد كه با ورود به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت، حصار آهنين «هميشه در قدرت‌ها» را شكسته، يك امر حتمي و وقت‌گير و البته نفس‌گير است. از خبرهاي منتشره در مطبوعات و سايت‌ها مي‌شود فهميد هاشمي رفسنجاني براي يافتن «مهره» در تب و تاب است. ناطق نوري يا محمد خاتمي، حسن روحاني يا لاريجاني، محسن رضايي يا محمد هاشمي، ميرحسين موسوي يا قالي‌باف، ولايتي يا پورمحمدي و يا فرد ديگري كه هنوز در آستين است. اين درست. اما مگر به گفته «مسيح مهاجري» هاشمي «چهره بي‌نظير در ديپلماسي بين‌الملل» نيست؟ و مگر او «مصداق سابقون قرآن كريم» نيست؟ و مگر بنا به قبول شخص هاشمي، وي «چهره بي‌مانند در جهان معاصر» نيست؟ و مگر وي در چهار سال گذشته بي‌جهت و با جهت، بي‌مسؤوليت و با مسؤوليت، پنهان و آشكار در همه امور مداخله نكرده و نمي‌كند؟ حال سؤال اينجاست «سكوت پرمسأله او در مورد غزه» به چه علت استمرار دارد؟

الف. هاشمي مشتاق مطرح شدن با هر بهانه است. آن هم به صورت چهره بي‌مانند داخلي و خارجي. فجايع غزه نه پنهان است و نه كوچك. يك جهان آدمي براي آن به ضجه و اعتراض آمده است. چرا از سوي هاشمي نه نامه‌اي نوشته مي‌شود و نه مصاحبه يا سخنراني شنيده؟! آيا غزه اهميتي كمتر از دفاع از بنگاه سياسي‌مالي دانشگاه آزاد دارد؟

ب. هاشمي با حاكمان وهابي سعودي، رابطه‌اي بسيار نزديك دارد. سفرهاي دوگانه در چهارسال گذشته، هاشمي و پسران، هاشمي و مديران، هاشمي و ...؟ را ميهمان 100 نفره اين خاندان كرد. افشاي ورود پنهاني شاهزاده بندربن‌سلطان به ايران و ملاقات مخفي او با هاشمي مسايلي را پيرامون سياست‌هاي هسته‌اي احمدي‌نژاد مطرح نمود. اجازه بازديد انحصاري به هاشمي از باغ‌هاي فدك، افتخاري بود كه هاشمي بر آن بسيار تأكيد كرد. اين همه نشان از آن دارد كه ارتباط هاشمي و وهابيت حاكم بر سعودي تنگاتنگ‌تر از آن است كه تصور شود. آيا نبايد انتظار داشت در شرايط حمايت ملك عبدالله از جنايت‌هاي اسرائيل در غزه، هاشمي نامه‌اي به او بنويسد، يا يكي از پسرها و يا دخترهايش را به عنوان سفير نزد او بفرستد، يا محسن رضايي – يار هميشه در سفر خود را – ميهان اميرعبدالله كند، و يا بار ديگر با 100 نفر همراه نزد او رفته، اين بار درخواستي براي توقف جنايات غزه بنمايد؟

گوشه‌اي از پيكر امت اسلام در غزه در چنگال خون‌آشام اسرائيل با حمايت همه‌جانبه سلطه غرب فرو رفته و هاشمي همچنان در سكوت، آيا او فرياد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را نمي‌شنود كه هر مسلماني كه شب را صبح كند و فرياد استمداد مسلماني را بشنود و به امداد او نشتابد...

سایت فاطمه رجبی

نوشته شده توسط محمد  | لینک ثابت |